جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 175
» آخرین کاربر: PPSSupport
» موضوعات انجمن: 88
» ارسالهای انجمن: 92

آمار کامل

کاربران حاضر
ما 6 کاربر حاضر در انجمن دارید
» 0 کاربر عضو | 6 مهمان

آخرین موضوعات
فلزیاب حرفه ای چه ویژگی ه...
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین‌ارسال: myfelezyab
25-05-2018, 10:55 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 844
تابلو سازی
انجمن: معرفی سایت
آخرین‌ارسال: panel123
24-05-2018, 03:25 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 255
price on cialis
انجمن: گردشگری
آخرین‌ارسال: Robertrooff
23-05-2018, 01:39 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 2,647
order cialis withoout an ...
انجمن: گردشگری
آخرین‌ارسال: Robertrooff
22-05-2018, 01:13 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 2,202
خبر
انجمن: معرفی سایت
آخرین‌ارسال: farsaj
21-05-2018, 01:24 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 149
cialis sans ordonnance ac...
انجمن: گردشگری
آخرین‌ارسال: Robertrooff
20-05-2018, 10:49 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 719
مطالب کلی در زمینه درب ها...
انجمن: خدمات ساختمان
آخرین‌ارسال: alomensi
20-05-2018, 11:02 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 287
صنعت چاپ ایران و چشم اندا...
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین‌ارسال: چاپ کاتالوگ
20-05-2018, 05:26 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 450
achat de cialis en franc
انجمن: گردشگری
آخرین‌ارسال: Robertrooff
19-05-2018, 10:29 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 406
شرايط مدارس شاهد
انجمن: معرفی سایت
آخرین‌ارسال: bhrprn
19-05-2018, 11:30 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 160

 
  نقد فیلم The Cloverfield Paradox
ارسال‌شده توسط: vahid32 - 12-03-2018, 10:01 PM - انجمن: گفتگوی آزاد - بدون‌پاسخ

«چی فکر می‌کردیم، چی‌ شد!» این جمله به بهترین شکل ممکن حسِ آشفته‌ای که نسبت به «پارادوکس کلاورفیلد»، جدیدترین قسمت از سری فیلم‌های علمی‌-تخیلی جی. جی. آبرامز دارم را توصیف می‌کند. در واقع به نظرم این جمله آ‌ن‌قدر به این فیلم می‌خورد که می‌خواهم پیشنهاد کنم تمام دیکشنری‌ها و دایره‌المعارف‌ها در نسخه‌های جدیدشان، توضیحات قبلی‌شان را از جلوی این جمله حذف کنند و فقط جلوی آن بنویسند: بروید داستان نحوه‌ی معرفی و پخش «پارادوکس کلاورفیلد» و واکنش مردم به آن را بخوانید. «پارادوکس کلاورفیلد» مناسب‌ترین اسمی است که می‌شد برای این فیلم انتخاب کرد. این فیلم یک «تناقض» بزرگ و سرگیجه‌آور جلوی روی طرفدارانش قرار می‌دهد. یکی از همان تناقض‌هایی که باید در کنار بزرگ‌ترین و معروف‌ترین پارادوکس‌های علمی تاریخ دسته‌بندی شود. «پارادوکس کلاورفیلد» طوری واژه‌ی «پارادوکس» را تعریف می‌کند که از این به بعد باید از آن به عنوان نمونه‌‌ی واقعی و قابل‌لمس و ایده‌آلی برای تفهیم این موضوع در کتاب‌های آموزشی استفاده شود. از یک طرف «پارادوکس کلاورفیلد» یکی از موردانتظارترین فیلم‌های ۲۰۱۸ بود. آن هم در حالی که حتی هیچ ویدیو و عکسی از فیلم ندیده بودیم. حتی نمی‌دانستیم اسم واقعی فیلم چه چیزی است. همین که می‌دانستیم با فیلم جدیدی از مجموعه‌ی «کلاورفیلد» سروکار داریم کافی بود تا عقربه‌ی آمپر هیجان‌مان به منطقه‌ی قرمزِ خطر وارد شود. قضیه وقتی خطرناک‌تر شد که اطلاعاتی از خلاصه‌قصه‌ی فیلم منتشر شد. فهمیدیم این فیلم در دنباله‌روی از سنت این مجموعه قرار است حال و هوای کاملا متفاوتی نسبت به قسمت‌های قبلی داشته باشد. اگر اولی یک فیلم گودزیلایی در ترکیب با تکنیک «پروژه‌ی جادوگر بلر» بود و اگر دومی یک فیلم ترسناک روانشناسانه‌ی کلاستروفوبیک بود، فیلم سوم قرار بود به نسخه‌ی کلاورفیلدی «بیگانه»‌ی ریدلی اسکات تبدیل شود. «کلاورفیلد»ها از هیولاهای چندش‌آور و غول‌آسای روی زمین شروع به کار کرده بودند، در ادامه سر از هیولاهای انسانی در زیرزمین در آورده بودند و حالا وقت این بود تا با هیولاهای تازه‌ای در فضای بیرون از جو زمین روبه‌رو شویم. چه چیزی بهتر از این؟!
این روزها استودیوها تا کل فیلمشان را یک سال قبل از اکران، با انتشار تریلرها و کلیپ‌های مختلف لو ندهند آرام و قرار نمی‌گیرند و خیالشان از تبلیغات تمام و کمال فیلمشان راحت نمی‌شود. ولی «کلاورفیلد» یکی از آن مجموعه‌هایی است که به جای اینکه به دنبال مردم راه بیافتد و پاچه‌خواری آنها را کند، به‌طرز زیرکانه‌ای موفق شده تا مردم را همچون زامبی‌ به دنبال خود راه بیاندازند. اگر مجموعه‌های دیگر دستی‌دستی اطلاعاتشان را در اختیارمان قرار می‌دهند و خفه‌خون نمی‌گیرند، «کلاورفیلد» مجموعه‌ای است که مردم را مجبور به گدایی اطلاعات می‌کند و تازه حتی آن وقت هم تنها جوابی که دارد یک لبخند شرورانه‌ی معنادار است. تمام اینها به کمپین تبلیغاتی حرفه‌ای جی.جی. آبرامز با قسمت اول «کلاورفیلد» برمی‌گردد. آبرامز موفق شد بدون اینکه چیز خاصی از خود فیلم را لو بدهد، فیلمش را تبلیغات کند و درجه‌ی هایپ مردم را بالا ببرد. آبرامز موفق شد مردم را حتی قبل از اکران فیلم، درگیر دنیای «کلاورفیلد» کند. موفق شد حس کنجکاوی طرفداران را حتی قبل از دیدن نمای اول فیلم برانگیزد و آنها را حتی مدت‌ها قبل از تماشای فیلم در داخل انجمن‌ها مجبور به بحث و گفتگو و تئوری‌پردازی درباره‌ی فیلمش کند. نتیجه به راه افتادن قطار هایپی بود که به دست خود مردم ساخته شده بود و روی ریل قرار گرفته بود و به حرکت افتاده بود. در نتیجه «کلاورفیلد» که در شکل معمولی فقط یک فیلم هیولایی کم‌خرج اورجینال بود، در حد بلاک‌باستری با یک آی‌پی شناخته‌شده در کانون توجه قرار گرفته بود. خبر خوب این بود که خود فیلم تحمل این حجم از هایپ را داشت و موفق شد از دل انتظارات کمرشکنی که روی دوشش سنگینی می‌کرد زنده بیرون بیاید. استقبال مثبت از فیلم فقط به یک معنی بود: به واگن‌ها و مسافران و سرعت قطار اضافه شد. اینجا بود که آبرامز همچون آفریننده‌ای عمل کرد که بعد از خلقِ مخلقوش با دقت و مهارت، آن را در طبیعت رها می‌کند تا برای خودش بچرخد و زندگی‌اش را کند. البته که این آفریننده حواسش از بالا به همه‌چیز است و قدرت خارج کردن قطار از ریل یا هدایت آن به سوی جاهای جذاب‌تری را دارد، اما او موجود خودآگاهی را خلق کرده که آزادی عمل خودش را دارد.

به خاطر همین بود که «شماره ۱۰ جاده‌ی کلاورفیلد» فقط با یک تریلر که حدود یک ماه قبل از اکرانش منتشر شده بود روی پرده‌ی سینماها رفت و نه تنها ناپدید نشد، بلکه علاوه‌بر ترکیدن در محافل نقد و بررسی آنلاین، به موفقیت تجاری بزرگی دست پیدا کرد. ترفند آبرامز جواب داده بود. اگر قسمت اول از کمپین تبلیغاتی گسترده‌ای بهره می‌برد، قسمت دوم با کمترین تبلیغات به بیشترین نتیجه دست پیدا کرد. یکی از دلایلش این است که «کلاورفیلد» چیزهایی را به فضای سینمای جریان اصلی آورده بود که کمبودشان در تقریبا اکثر مجموعه‌های دنباله‌دار احساس می‌شود. اولی تفاوت در ژانر و ساختار داستانگویی است. «کلاورفیلد» با هدف تکرار یک فرمول موفق پا پیش نگذاشت، بلکه هدفش «کوبیدنِ مجموعه و ساختن از دوباره» با هر فیلم است. دومی اجرای درست دنیاهای سینمایی است. «کلاورفیلد»ها اگرچه در یک دنیای مشترک جریان دارند، اما همیشه «دنیای مشترک» در آخرین اولویت جذابیتشان قرار می‌گیرد. تعریف این مجموعه از دنیای مشترک نه به وقوع پیوستن داستان در یک مکان یکسان و نه پیدا شدن سروکله‌ی کاراکترهای فیلم‌های قبلی در فیلم جدید، بلکه به ارث بردن مفاهیم و تم‌های داستانی یکسان است. «کلاورفیلد»‌ها حکم سریالی آنتالوژی در مایه‌های «آینه‌ی سیاه» را دارند؛ دنیای مشترکی که هر قسمتش روی پای خودشان می‌ایستند و هویت منحصربه‌فرد خودشان را دارند. عنصر سوم مورد استقبال قرار گرفتن این مجموعه به راز و رمز پیرامونش برمی‌گردد. برخلاف دیگر بلاک‌باسترها که ما از دو سال قبل می‌دانیم چه کسانی در آن حضور دارند و قبل از پخش قسمت فعلی، دنباله‌هایش چراغ سبز می‌گیرند، «کلاورفیلد» دنباله‌روی همان تکنیک جعبه‌ی اسرارِ آبرامز است که نمونه‌اش را قبلا با سریال «لاست» دیده بودیم. در کنار هم قرار گرفتن این سه عنصر دقیقا به همان چیزی تبدیل شد که نِردهای سرگرمی این روزها برایش له‌له می‌زنند: فیلم‌هایی ساخته شده توسط خوره‌های سینما برای خوره‌های سینما که از بهترین‌های ژانرهای خودشان هستند.
یکی از هایپ‌شده‌ترین فیلم‌های ۲۰۱۸، اولین فیلم ناامیدکننده‌‌ی ۲۰۱۸ هم است
پس تعجبی نداشت که «پارادوکس کلاورفیلد» حکم لوله‌ی گازِ شکسته‌ی یک خانه‌ی خالی از سکنه را داشت که ماه‌ها از شکسته شدنش می‌گذرد. فقط به کوچک‌ترین جرقه در حد روشن کردن کلید برق نیاز بود تا انفجار صورت بگیرد. نت‌فلیکس در جریان مسابقه‌‌ی سوپربول هفته‌ی پیش نه با یک جرقه، بلکه با یک مشعل بزرگ وارد این خانه شد. پخش تریلر فیلم در جریان این مسابقه و اعلام توانایی تماشای بلافاصله‌ی آن روی این شبکه‌ی استریمینگ کافی بود تا اینترنت با صدها خبر و مقاله با تیترهای مشابه‌ای غرق شود: «یا خدا، فیلم جدید کلاورفیلد رو همین الان می‌تونین رو نت‌فلیکس ببینین! حالا همگی راحت می‌تونیم بمیریم!» خود من تاکنون برای تماشای یک فیلم این‌قدر هیجان نداشتم. فقط می‌خواستم هرچه زودتر به خانه برگردم و آن را با سس اضافه ببلعم. طبیعتا این حرف‌ها الان خنده‌دار و تلخ به نظر می‌رسد، اما آن موقع نه. طبیعتا سابقه‌ی درخشان این مجموعه باعث شد تا کوچک‌ترین فکر منفی و بدبینانه‌ای به ذهنم وارد نشود. در عوض زیر لب آبرامز و پارامونت را تحسین می‌کردم که عجب حرکت طوفانی و بی‌سابقه‌ای را به اجرا در آورده‌اند. پیش خودم فکر می‌کردم این هم نوع دیگری از همان ترفندهای تبلیغاتی غیرمعمولی است که در رابطه با قسمت اول و دوم دیده بودیم. به محض اینکه فیلم را تماشا کردم با یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های زندگی‌ام روبه‌رو شدم: یکی از هایپ‌شده‌ترین فیلم‌های ۲۰۱۸، اولین فیلم ناامیدکننده‌‌ی ۲۰۱۸ هم است. اینکه فیلم موردانتظاری، ناامیدکننده ظاهر شود جدید نیست، اما اینکه قسمت جدید مجموعه‌‌ای با سابقه‌ای درخشان با چنین ضدحالی ازمان پذیرایی کند کمتر اتفاق می‌افتد. معلوم شد پارامونت به خاطر اینکه طرفداران را غافلگیر کند «پارادوکس کلاورفیلد» را به نت‌فلیکس نفروخته است،‌ بلکه به این دلیل این کار را کرده که می‌دانسته فیلمش آن‌قدر بد و جنجال‌برانگیز خواهد بود که به یک شکست تجاری تمام‌عیار در باکس آفیس تبدیل می‌شود و ضربه‌ی منفی جبران‌ناپذیری به برند «کلاورفیلد» می‌زند. پس نحوه‌ی پخش ناگهانی «پارادوکس کلاورفیلد» بیشتر از اینکه استراتژی نوآورانه و جسورانه‌ای برای بازاریابی فیلم باشد، وسیله‌ای برای خلاص شدن به بی‌دردسرترین شکل ممکن از دست فیلمی بوده که پارامونت می‌دانسته در گیشه مورد استقبال قرار نخواهد گرفت.

اگر با مجموعه‌ی دیگری سروکار داشتیم، کمپانی چنین گزینه‌ای برای اکران فیلم نمی‌داشت. اما برند قوی «کلاورفیلد» و سابقه‌ی این مجموعه در کمپین‌های تبلیغاتی نامرسومش بهشان کمک کرد تا با سوءاستفاده از اعتباری که از گذشته به دست آورده بودند، شر این فیلم بد را از سرشان کم کنند. احتمالا اگر فیلم در سینما اکران می‌شد و مردم مجبور می‌شدند برای تماشای آن بلیت بخرند، کار به خشم و داد و فریاد کشیده می‌شد، اما نشستن جلوی تلویزیون و تماشای فیلم از طریق نت‌فلیکس باعث می‌شود تا فیلم هرچه‌قدر هم بد باشد، مردم واکنش ملایم‌تری به آن داشته باشد. از سوی دیگر برخلاف چیزی که در نگاه اول به نظر می‌رسید نت‌فلیکس با خرید «پارادوکس کلاورفیلد»، دست به حرکت مشتری‌پسندانه‌ی بزرگی نزده بود. در واقع آنها فیلمی را خریده و پخش کرده‌اند که به درد صاحبش نمی‌خورده. نت‌فلیکس با این کار هم بُرد کرد و هم باخت. آنها با کمترین تبلیغات و فقط با استفاده از یک تریلر سوپربول موفق شدند تا به‌طور مفت و مجانی یک هفته از بحث و گفتگوهای مطبوعات آنلاین را به خودشان اختصاص بدهند و کاری کنند تا همه برخلاف بد یا خوب بودن فیلم، به تماشای آن بروند تا خودشان آن را از نزدیک کشف کنند. به عبارت دیگر آنها از خاک، طلا ساختند. چیزی که یک بُرد محسوب می‌شود. ولی از طرف دیگر نت‌فلیکس از این طریق ضربه‌ی دیگری به جلوه و اعتبار قابل‌اعتماد خودش به عنوان تولیدکننده و پخش‌کننده‌ی محصولات باکیفیت وارد کرد. بدترین اتفاقی که می‌تواند برای نت‌فلیکس بیافتد این است که از شبکه‌ای که به عنوان تولیدکنند‌ه‌ی محصولات اورجینال منحصربه‌فرد شناخته می‌شد، به زباله‌دانی استودیوهای هالیوودی تبدیل شود. اما از حواشی پیرامون فیلم که بگذریم، به خود فیلم می‌رسیم.
یکی از دلایلی که «پارادوکس کلاورفیلد» را به شکست دردناکی تبدیل می‌کند این است که این فیلم تمام مواد لازم برای تکمیل سه‌گانه‌ی «کلاورفیلد» به بهترین شکل ممکن را داشته است. من خوره‌ی فیلم‌های ترسناکی که در محیط بسته‌ی یک فضاپیما جریان دارند هستم و «پارادوکس» هم تمام عناصر این‌جور فیلم‌ها را کنار هم جمع کرده است. از مرگ‌های خون‌بار «بیگانه» تا به میان کشیدن شدن بحث‌های بُعدهای شیطانی که یادآور «ایونت هورایزن» (Event Horizen) است. از دویدن‌ها و نفس‌نفس‌زدن‌ها در راهروهای پیچ در پیچ فضاپیما تا روبه‌رو شدن با اتفاقاتی که بهترین دانشمندان دنیا هم توضیحی برایشان ندارند. از از سایه‌ی بلند وحشت کیهانی که کاراکترها را به افسردگی و درگیری با یکدیگر می‌کشاند تا ترس از مرگ که آنها را به مرز جنون می‌رساند؛ مخصوصا با توجه به اینکه اینجا ترس از مرگ به خود سرنشینان فضاپیما خلاصه نشده و شکست آنها در ماموریتشان به معنی نابودی ۸ میلیارد نفر روی زمین نیز است. تمام اینها با اضافه شدن نام «کلاورفیلد» به ماجرا جالب‌تر هم می‌شود. «پارادوکس» به عنوان فیلمی معرفی شد که قرار بود راز و رمزهای پیرامون هیولای کلاورفیلد را توضیح بدهد. راستش، با این آخری زیاد موافق نبودم. یکی از نقاط قوت «کلاورفیلد» همین راز و رمزهای پیرامونش است که مثل ستون فقراتش عمل می‌کند. حتی باید بگویم دلیل اصلی موفقیت دو فیلم اول این بود که در قدم اول داستان‌های مستقل خوبی بودند که حالا در چارچوبی ماوراطبیعه جریان داشتند.
دغدغه‌ی اصلی چنین مجموعه‌ای نه تمرکز روی راز و رمزها، بلکه باید روایت یک داستان مستقل جذاب دیگر باشد. پس معرفی این فیلم به عنوان توضیح‌دهنده‌ی معماهای فیلم‌های قبلی باعث شد شک کنم: آیا سازندگان اولویت‌هایشان را قاطی‌پاتی کرده‌اند؟ آیا آنها دلیل اصلی موفقیت این مجموعه را فراموش کرده‌اند؟ با این حال با خودم گفتم شاید «پارادوکس» حکم همان چیزی را داشته باشد که «پرومتئوس» و «بیگانه: کاوننت» برای قسمت اول «بیگانه» داشتند؛ فیلم‌هایی که به همان اندازه که گذشته را توضیح می‌دهند، راز و رمزهای خودشان را هم معرفی می‌کنند. فیلم‌هایی که به همان اندازه که به گذشته تکیه می‌کنند،‌ ویژگی‌های منحصربه‌فرد و بحث‌برانگیز خودشان را نیز دارند. همیشه یکی از قوی‌ترین تئوری‌ها برای توضیح ماهیت هیولای کلاورفیلد، ابعاد دیگر بوده است. اینکه هیولایی توسط آزمایشات هسته‌ای یا فوق‌سری دولتی به وجود بیاید یک چیز است، اما اینکه فلان هیولا ساکنِ بُعد لاوکرفتی دیگری باشد که به دنیای ما راه پیدا کرده قضیه را ترسناک‌تر می‌کند. پس می‌توانید هیجانم را وقتی که معلوم شد «پارادوکس» در فضا جریان دارد درک کنید. خبر بد این است که «پارادوکس» هیچکدام از اینها نیست. هیچکدام از عناصری که دو فیلم قبلی با آنها به جایگاه تحسین‌برانگیز فعلی‌شان رسیده‌اند را به درستی اجرا نمی‌کند. نه فیلم ترسناکی است. نه به درستی به بحث‌های علمی‌اش می‌پردازد. نه داستان مستقل مستحکم و درگیرکننده‌ای دارد. نه در مدیریت راز و رمز دنیای «کلاورفیلد» موفق است. «پارادوکس» بیشتر از اینکه شبیه فیلم رسمی این مجموعه به نظر برسد، از لحاظ کیفیت فیلمنامه شبیه فیلمی است که انگار توسط ایده‌های یکی از طرفداران مجموعه ساخته شده است. گویی فیلمنامه از روی یکی از تئوری‌های طرفداران در انجمن‌های اینترنتی نوشته شده است. طبیعتا در این‌جور تئوری‌ها چیزی به اسم شخصیت و داستان وجود ندارد. همه‌چیز به کنار هم چیدن یک سری اتفاقات عجیب و غریب با کمترین منطق برای توضیح معمایی-چیزی خلاصه شده است. «پارادوکس» دقیقا حس و حالِ تماشای اقتباسی گران‌قیمت از روی یک فن تئوری مضخرف را دارد.

بزرگ‌ترین دلیلش به خاطر این است که «پارادوکس» دچار همان تناقضی شده که کاراکترهای فیلم با آن روبه‌رو می‌شوند: درهم‌تنیدگی دو دنیای متفاوت. «پارادوکس» حس و حال دو فیلم متفاوت را دارد که با یکدیگر ترکیب شده‌اند. نتیجه فیلم آشفته‌ و سرگردانی است که نمی‌داند دقیقا می‌خواهد چه چیزی باشد. اگر اخبار این فیلم را دنبال کرده‌ باشید حتما می‌دانید که این موضوع فقط تمثیلی برای توضیح کیفیت فیلم نیست، بلکه به معنای واقعی کلمه اتفاق افتاده است. ماجرا از این قرار است که «پارادوکس» که نام اورجینالش «ذر‌ه‌ی خدا» بود در ابتدا قرار نبود به قسمتی از «کلاورفیلد» تبدیل شود. حتی فیلم فیلمبرداری‌اش را به عنوان «ذره‌ی خدا» شروع کرد و تازه در حین فیلمبرداری بود که فکر اضافه کردن این فیلم به مجموعه «کلاورفیلد» به ذهنِ آبرامز خطور کرد. به این ترتیب به قول خود آبرامز آنها شروع به اعمال تغییراتی در فیلم برای مرتبط کردن آن به «کلاورفیلد» می‌کنند. این موضوع درباره‌‌ی «جاده‌ی کلاورفیلد» هم صدق می‌کند. آن فیلم قرار بود به شکل دیگری به اتمام برسد (روبه‌رو شدن شخصیت اصلی با شهری نابودشده توسط انفجار هسته‌ای، به جای موجودات فضایی). اما اول اینکه فیلمبرداری آن فیلم قبل از تبدیل شدن به دنباله «کلاورفیلد» به پایان رسیده بود و دوم اینکه همان‌طور که قبلا در نقد فیلم هم توضیح دادم، فکر می‌کنم پایان‌بندی جایگزین منجر به فیلم خیلی بهتری شده است.
اولین چیزی که بهمان سرنخ می‌دهد این فیلم محکوم به شکست است شروعش با دیالوگ‌های توضیحی است
این در حالی است که «جاده‌ی کلاورفیلد» تا قبل از پایان‌بندی‌اش، یک فیلم کاملا غیرکلاورفیلدی است. تنها چیزی که فیلم را به قسمت قبلی مرتبط می‌کند فینالش بیرون از پناهگاه زیرزمینی است. آبرامز یک برنامه‌ی از پیش‌تعیین‌شده برای دنباله‌های «کلاورفیلد» ندارد. او فیلمنامه‌های دیگر را برمی‌دارد و آنها را با دستکاری به مجموعه‌اش اضافه می‌کند. این حرکت در «جاده‌ی کلاورفیلد» جواب داد، اما در «پارادوکس» با کله به دیوار خورده است. شاید به خاطر اینکه برخلافِ «جاده‌ی کلاورفیلد»، این یکی با هدف توضیح و گسترش دنیای «کلاورفیلد» پا پیش گذاشته است. اگر بخش کلاورفیلدی «جاده‌ی کلاورفیلد» به فینالش خلاصه شده بود، «پارادوکس» از نمای اول تا آخر به عنوان یک فیلم کلاورفیلدی شناخته می‌شود. پس باید فیلمنامه‌ای مخصوص به خودش را داشته باشد. اینجا دستکاری‌های جزیی جواب نمی‌دهد. آره، شاید می‌شد از فیلمنامه‌ی «ذر‌ه‌ی خدا» به عنوان مبنایی برای «پارادوکس» استفاده کرد، اما به شرطی که این کار با بازنویسی فیلمنامه قبل از آغاز فیلمبرداری رخ می‌داد، نه افزودن یک سری صحنه و دیالوگ و هیولا در وسط فیلمبرداری فیلم اصلی. خلاصه فکر می‌کنم دلیل اصلی شلختگی «پارادوکس» صرفا به کارگردان مربوط نمی‌شود و به خاطر تصمیم آماتورگونه‌ی آبرامز برای تغییر هویت «ذره‌ی خدا» در میانه‌ی راه به «کلاورفیلد» برمی‌گردد. نتیجه منجر به فیلمی شده که شاید با هدف کارش را شروع کرده باشد، اما وسط راه آن را فراموش کرده و حالا وسط بیابانی بی‌انتها سرگردان است و به دور خودش می‌چرخد.
«پارادوکس» پایه‌ای‌ترین عناصر لازم برای تبدیل شدن به یک فیلم ترسناک تاثیرگذار را نیز کم دارد. بهترین فیلم‌های ترسناک آنهایی هستند که حسِ مضطرب‌کننده‌ای را در عمق وجودمان بیدار می‌کنند. بعضی برای این کار بدن نحیف‌مان را در برابر خشونت قرار می‌دهند و برخی حس تنهایی و انزوا و ناتوانی‌مان در برابر نیرویی ناشناخته را برمی‌انگیزند. بهترین فیلم‌های ترسناک یک بحران مرکزی دارند که همه‌چیز حول و حوش آنها می‌چرخد. بحرانی که کاراکترها را همچون گردابی غیرقابل‌فرار به درون خودش می‌کشد. «پارادوکس» این لازمه‌ها را برای تبدیل شدن به یک فیلم ترسناک خوب کم دارد. هیچ ایده‌ و بحران مرکزی‌ای وجود ندارد. هیچ مبنای هدایت‌کننده‌ای وجود ندارد. به‌ حدی که فیلم یک لحظه به «وحشت جسم» در «بیگانه» اشاره می‌کند، یک لحظه حال و هوای آخرالزمانی قسمت اول «کلاورفیلد» را به خود می‌گیرد، یک لحظه به یک وحشت روانشناختی تبدیل می‌شود و لحظه‌ای بعد به وحشت کیهانی ناخنک می‌زند و در کمال ناباوری هر از گاهی عناصر کمدی/ترسناک‌های سم ریمی را هم از خود بروز می‌دهد. یک آش شله‌قلم‌کار تمام‌عیار که دقیقه به دقیقه پوست عوض می‌کند. اولین مشکل فیلم این است که از نظر شخصیت‌پردازی تعطیل است. معمولا فیلم‌های تیر و طایفه‌ی «بیگانه» که کاراکترهایشان شامل یک گروه می‌شوند، شخصیت‌های خارق‌العاده‌ای ندارند، اما حداقل یکی-دوتا از آنها از شخصیت‌پردازی قوی‌ای بهره می‌برند و بقیه هم حضور مختصر اما تاثیرگذار و کارراه‌اندازی دارند. این فیلم‌ها، فیلم‌های «حادثه» و «اکشن» هستند. هرچه تلاش برای بقای کاراکترها حرفه‌ای‌تر صورت گرفته باشند، ما هم بدون اینکه چیز زیادی برای دانستن درباره‌ی آنها لازم داشته باشیم، درگیر تلاش برای بقایشان می‌شویم. ولی نباید فراموش کنیم که کاراکترهای فرعی ‌اینجور فیلم‌ها می‌توانند مختصر و مفید باشند، اما نمی‌توانند بی‌اهمیت و بی‌خاصیت باشند.

کاراکترهای «پارادوکس» از بیخ در گروه دوم قرار می‌گیرند. اِوا همیلتون فقط به خاطر این شخصیت اصلی است که زودتر از بقیه جلوی دوربین ظاهر می‌شود. وگرنه او فرق خاصی با دیگران ندارد. بقیه‌ی شخصیت‌ها هم فقط با یکی-دوتا کلیشه شناخته می‌شوند. یکی بذله‌گوی جمع است (یکی از نقاط منفی فیلم که بهش می‌رسیم). یک فرمانده‌ی مصمم داریم. یک برزیلی کچل داریم که کل جملاتش از تعداد انگشت‌های یک دست فراتر نمی‌رود. یک آلمانی (همان یارو که در «حرامزاده‌های لعنتی» تارانتینو بازی کرده بود) که نقش عضو مرموز جمع را بازی‌ می‌کند. یک روسی عصبانی داریم که شاید فقط به خاطر اینکه به عنوان یک روسی در یک فیلم آمریکایی حضور دارد باید حتما عصبانی باشد. یک خانم چینی داریم که ظاهرا فقط به خاطر اینکه فیلم در چین مورد توجه بیشتری قرار بگیرد، شخصیت محکمی دارد که جلوی دیگران ایستادگی می‌کند. راستی، تا یادم نرفته بگویم که اصرار زیادی روی چینی صحبت کردن این خانم وجود دارد. در حالی که دیگر اعضای گروه به انگلیسی صحبت می‌کنند. احتمالا پیام فیلم این است که چین در آینده آن‌قدر قوی می‌شود که چینی به دومین زبان مشترک دنیا تبدیل می‌شود. الیزابت دبیکی هم نقش تنها کاراکتر کنجکاوی‌برانگیز فیلم را برعهده دارد. کنجکاوی‌برانگیز نه به خاطر شخصیت‌پردازی عالی‌اش، بلکه به خاطر کلوزآپ‌های طولانی‌مدت کارگردان روی نگاه‌های خیره و صورت بی‌روحش که فقط می‌تواند یک معنی داشته باشد: حتما کا‌سه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ای این آدم است. نهایتا راجر دیویدس نقش مایکل، شوهر همیلتون را بازی می‌کند که خب، فکر کنم یکی از خشک‌ترین و مقواترین نقش‌آفرینی‌‌هایی است که از این اواخر به یاد می‌آورم. البته اگر بتوان اسمش را نقش‌آفرینی گذاشت. این آدم به حدی بی‌حس و حال است که بازیگران فیلم «اتاق» (The Room) در مقایسه با آن پراحساس‌ و بی‌نقص به نظر می‌رسند. معلوم نیست آیا او اهمیتی به نقشش نمی‌داده یا کلا هیچ استعدادی در بازیگری ندارد، هرچه هست هروقت او جلوی دوربین ظاهر می‌شود کیفیت فیلم را به‌طرز قابل‌توجه‌ای با چند درجه سقوط مواجه می‌کند. مثلا به سکانس گفتگوی از راه دور او و همسرش همیلتون در فضاییما نگاه کنید. به تضاد صورت بشاش و خندان او در حال صحبت کردن درباره‌ی وضعیت قاراشمیش و فاجعه‌بار دنیا توجه کنید. انگار با یکی از آن نابازیگرانی طرفیم که همین‌طوری تفننی ویدیویی از خودش به یکی از این فراخوان‌های انتخاب بازیگر تلگرامی فرستاده است و خیلی شانسی انتخاب شده است و چیزی که داریم در این صحنه از او می‌بینیم اولین برداشت کارگردان از او بوده است. شاید یکی از دلایلش به خاطر این است که کاراکتر مایکل و خط داستانی زمین اصلا در فیلمنامه اولیه نبوده است و تازه بعد از اتمام فیلم به‌طور جداگانه فیلمبرداری شده است. شاید به خاطر اینکه خط داستانی او  به‌طور کلی اضافه است. اما بگذارید از خودمان جلو نزنیم.
اولین چیزی که بهمان سرنخ می‌دهد این فیلم محکوم به شکست است شروعش با دیالوگ‌های توضیحی است. وقتی فیلمی به جای معرفی بحران و نیروی محرکه و شخصیت، با توضیحات کلیشه‌ای درباره‌ی دنیا و زمان وقوع داستان آغاز می‌شود شک نکنید که باید انتظار فیلمنامه‌ی غیرخلاقانه‌ای را بکشید. مخصوصا وقتی نویسنده از وسیله‌ی کهنه و نخ‌نماشده‌ای به اسم «رادیو» برای ریختن اطلاعات روی سر تماشاگر استفاده می‌کند. اما اینکه چقدر غیرخلاقانه معلوم نیست. مثلا «پارادوکس» بی‌نهایت غیرخلاقانه است. تقریبا ۱۰ دقیقه‌ی آغازین فیلم تکرار یک سری اطلاعات توضیحی درباره‌ی دنیای فیلم است. توضیحاتی که به واضح‌ترین و تابلوترین شکل ممکن منتقل می‌شوند. وقتی فیلمی این‌قدر به توضیح دادن دنیایش علاقه دارد فقط دو معنی می‌تواند داشته باشد: سازندگان یا به جز پس‌زمینه‌ی دنیایشان به چیز دیگری در زمینه‌ی داستان اصلی و شخصیت فکر نکرده‌اند یا نحوه‌ی تزریق توضیحات در تار و پود داستان اصلی‌شان را بلد نیستند. «پارادوکس» هر دوی اینها با هم دارد. پروسه‌ی داستان‌پردازی این فیلم درست بعد از صحنه‌ی اول به پایان رسیده است. خب، یک دنیای درب‌وداغان به دلیل کمبود انرژی داریم که هر لحظه ممکن است منجر به آغاز یک جنگ جهانی شود. «پارادوکس» از این خط فراتر نمی‌رود. سکانس افتتاحیه‌ی فیلم افتضاح است. فیلم با یک صف پمپ بنزین شروع می‌شود. صدای گوینده‌های رادیو را می‌شنویم که می‌گویند منابع انرژی تا ۵ سال دیگر به اتمام می‌رسد. بلافاصله گوینده‌ی دیگری می‌گوید که اگر فضانوردان بتوانند دستگاهی به اسم «شتاب‌دهنده‌ی ذرات» را با موفقیت فعال کنند، بحران انرژی زمین را برای همیشه حل می‌کند. سپس صحنه‌‌‌ی گفتگویی بین همیلتون و شوهرش در ماشین را داریم که وجودش هیچ ضرورتی ندارد. چون هر چیزی را که در این صحنه می‌شنویم یا از قبل می‌دانیم یا در سکانس‌های بعدی تکرار می‌شود. برای مثال به این تکه دیالوگ دقت کنید: مایکل: «فراموش کن که من چی می‌خوام که موندنِ توـه. خودت فکر می‌کنی برای چی می‌خوای بری؟» همیلتون: «چون تو مهربونی. چون مردم دارن از گرسنگی می‌میرن. چون منابع انرژی‌مون داره تموم می‌شه. با این ماموریت می‌تونیم به منابع نامحدودی از انرژی دست پیدا کنیم که همه‌مون رو نجات می‌ده». خیلی ممنون که حرف‌های گوینده رادیو را برایمان تشریح کردید! کات به یکی-دو دقیقه بعد و تماس ویدیویی همیلتون از فضاپیما به زمین. همیلتون: «حالت خوبه؟». مایکل: «من خوبم. این بقیه‌ی دنیاس که نگرانشم. جنگ سر نفت داره گسترش پیدا می‌کنه. روسیه داره به حمله‌ی زمینی تهدید می‌کنه. زندگی نرمال همیشگی به یه مو بنده». اینها فقط یک نمونه از دیالوگ‌‌نویسی‌های آزاردهنده و پیش‌پاافتاده‌ی فیلم هستند.

ولی هنوز تمام نشده است. یکی از بدترین صحنه‌های توضیحی سینما که از نظر بد بودن با سکانس معرفی فلش، واندر وومن و آکوآمن در «بتمن علیه سوپرمن» رقابت می‌کند جایی است که فضانوردان برای شلیک شتاب‌دهنده‌ی ذرات آماده می‌شوند. در حالی که سروصدای فعالیت دستگاه به‌ مرحله‌ی کرکننده‌ای رسیده، چراغ‌های چشمک‌زن در همه‌جای کابین روشن و خاموش می‌شوند و فضانوردان در حال چک کردن مقدمات شلیک با یکدیگر و اتاق‌های کنترل روی زمین هستند، صدای بحث و گفتگوی گوینده‌ی خبر با یک نظریه‌پرداز در یک برنامه‌ی تلویزیونی در روی زمین هم به گوش می‌رسد. معلوم می‌شود یکی از فضانوردان در این موقعیت حساس، در حال تماشای اخبار است. این صحنه نه تنها از لحاظ منطقی با عقل جور در نمی‌آیند، بلکه هرچه اصول داستانگویی است را هم به‌طرز اشتباهی زیر پا می‌گذارد. کارشناس برنامه از این می‌گوید که شلیک این شتاب‌دهنده خطرناک است. چون باعث پارگی صفحه‌ی فضا-زمان و ورود شیاطین و هیولاهای ابعاد دیگر به دنیای ما می‌شود. بله، خودم هم هنوز که هنوزه باورم نمی‌شود که دارم چنین چیزی را راستی‌راستی می‌نویسم، اما حقیقت دارد. «پارادوکس» نمونه‌ی بارزی از داستانگویی نامحسوس و عدم اطلاع سازندگان از  چگونگی مقدمه‌چینی و تعلیق‌آفرینی اصولی در داستانگویی است. مثلا تصور کنید قسمت اول «کلاورفیلد» شامل چنین صحنه‌ای می‌بود: کاراکترها در حال مهمانی گرفتن تلویزیون را روشن می‌کردند و با کارشناسی روبه‌رو می‌شدند که دارد توضیح می‌دهد هر لحظه ممکن است هیولایی قدم به دنیایمان گذاشته و شهرها را نابود کند. سپس چند دقیقه بعد کاراکترها بعد از سروصدای مردم به خیابان رفته و متوجه می‌شدند که نظریه‌ی آقای کارشناس به حقیقت پیوسته است. یا تصور کنید «جاده‌ی کلاورفیلد» شامل صحنه‌ای در آغاز فیلم می‌شد که دوربین به بیرون از پناهگاه کات می‌زند و بهمان نشان می‌دهد که دقیقا آن بیرون چه خبر است و منشا سروصداها و زمین‌لرزه‌ها چه چیزی است و بعد ما به داخل پناهگاه برمی‌گشتیم و جنگ و دعوای کاراکتر مری الیزابت وینستند و کاراکتر جان گودمن سر اتفاقات بیرون را دنبال می‌کردیم. طبیعتا به خاطر اطلاع ما از شرایط دنیای بیرون، درگیری این دو منجر به تولید تعلیق و تنش و پارانویا نمی‌شود و طبیعتا به دلیل هشدار قبلی آقای کارشناس در فیلم اول، به محض اینکه با آتش انفجارها در دوردست روبه‌رو می‌شویم، از ماهیت تهدید خبر داریم. این‌طوری عنصر ناشناختگی به‌طور کلی از معادله حذف ‌می‌شود.
«پارادوکس» برخلاف دو قسمت قبلی، فاقد اضطراب و استرس ناشی از اتفاقی ناشناخته که دارد دنیای اطراف کاراکترها را لت و پار می‌کند و آنها هیچ کنترلی روی آن ندارند است
«پارادوکس» برخلاف دو قسمت قبلی، فاقد اضطراب و استرس ناشی از اتفاقی ناشناخته است که دارد دنیای اطراف کاراکترها را لت و پار می‌کند و آنها هیچ کنترلی روی آن ندارند. چیزی که «کلاورفیلد» را به فیلم گودزیلایی خوبی تبدیل کرد تغییر نقطه نظر داستان به اول شخص و پایین آوردن دوربین از آسمان به کف خیابان بود. در «کلاورفیلد» برخلاف دیگر فیلم‌های گودزیلایی مرسوم  شخصیت اصلی نه هیولا، بلکه آدم‌های روی زمین هستند؛ آدم‌هایی که نصف بیشتر فیلم را در سردرگمی کامل سپری می‌کنند. در «جاده‌ی کلاورفیلد» هم سوال درباره‌ی ماهیت تهدید جرقه‌زننده‌ی بحران اصلی بین کاراکترهاست. از یک طرف کاراکتر جان گودمن باور دارد که بیرون یک انفجار اتمی صورت گرفته و از طرف دیگر رفتارش طوری است که اعتماد کردن بهش را سخت می‌کند. از یک طرف نشانه‌هایی مثل زمین‌لرزه‌ها خبر از وضعیت غیرمعمول بیرون می‌دهند، اما از طرف دیگر اطلاع از رازهای ترسناکی درباره‌ی کاراکتر جان گودمن نشان می‌دهد که آنها در فرار از تهدیدات بیرون، با یک هیولای انسانی در پناهگاه مخفی شده‌اند و جایشان امن نیست. «پارادوکس» این حس تعلیق و هرج و مرج کنترل‌شده را کم دارد. چون  کارشناس تلویزیون با توضیح دادن اتفاقاتی که قرار است بیافتد چیزی برای سردرگمی و کشف شدن باقی نمی‌گذارد. به محض اینکه زمین ناپدید می‌شود می‌دانیم آنها به یک بُعد دیگر منتقل شده‌اند. به محض اینکه مایکل با سروصدا و انفجار در دوردست بیدار می‌شود می‌دانیم کار کارِ هیولای کلاورفیلد است و به محض اینکه کاراکترها شروع به تجربه‌ی یک سری اتفاقات عجیب و غریب می‌کنند می‌دانیم همه‌چیز زیر سر ترکیب دو بُعد مختلف با یکدیگر است.
این در حالی است که یک بحران مرکزی که به عنوان آنتاگونیست داستان عمل کند هم وجود ندارد. منظورم از آنتاگونیست حتما یک بدمن انسانی یا یک هیولای آدم‌خوار مثل زنومورف نیست. منظورم چیزی مثل نور سوزاننده‌ی خورشید در «آفتاب» (Sunshine)، ساخته‌ی دنی بویل یا فضای بی‌رحم «جاذبه» (Gravity) است. ایده‌ی فیلم به عنوان نیروی متخاصم خوب است: ترکیب دو دنیای موازی وسیله‌ی خوبی برای ساخت دشمنی غیرفیزیکی و مرگبار است که در همه‌جا حضور دارد و نمی‌توان ازش مخفی شد. ولی این ایده در عمل نتیجه نداده است. بنابراین تمام مرگ و میرهای فیلم به یک سری اتفاقات تصادفی و غیرقابل‌هضم خلاصه شده است که مبنا و قوانین روشنی برای درک نحوه‌ی وقوعشان وجود ندارند. ما متوجه می‌شویم که ترکیب دو دنیا بر اثر شلیک شتاب‌دهنده‌ی ذرات، یک اتفاق طبیعی مثل سیل یا زلزله است، اما نحوه‌ی شکار شدن تک‌تک کاراکترها مثل این می‌ماند که این اتفاقات حاصل فعالیت‌های یک موجود نامرئی است که به محض تنها گیر آوردن اعضای فضاپیما برای قتلشان دست به کار می‌شود. این موجود نامرئی کسی نیست جز فیلمنامه‌نویس که سرِ کاراکترها را یکی پس از دیگری زیر تیغ گیوتینش می‌برد. «پارادوکس» باید به چیزی شبیه به «ایونت هورایزن» تبدیل می‌شد. بحران اصلی هر دو فیلم کم و بیش یکسان است. اعضای یک فضاپیما به تکنولوژی‌ پیشرفته‌ای برخورد می‌کنند که منجر به اتفاقات مرگبار و شوم و غیرقابل‌توضیحی در فضاپیما می‌شوند. «ایونت هورایزن» موفق به به تصویر کشیدنِ استیصال و وحشت کاراکترها از موقعیت کابوس‌‌واری که در آن گرفتار شده‌اند شده بود و از تعلیق رو به افزایشی بهره می‌برد که به تدریج به سوی نقطه‌ی انفجار حرکت می‌کرد. فقط اگر آنجا بحران به وجود آمده از مبنای نسبتا روشنی بهره می‌برد و ایجادکننده‌ی سردرگمی لذت‌بخشی بود، این موضوع در اینجا به فیلم شلخته‌ای تبدیل شده که نمی‌تواند بحران مرکزی‌اش را به خوبی تعریف کرده و از آن به روش خلاقانه‌ای استفاده کند.

شاید «پارادوکس» بزرگ‌ترین ضربه‌ی منفی‌اش را از لحن غیرمنسجمش خورده است. مشکل اول این است که «پارادوکس» شاید در دنیای دو فیلم قبلی جریان داشته باشد، ولی لحن آنها را به ارث نبرده است. دو «کلاورفیلد» اول در آن دسته علمی‌-تخیلی‌هایی «چه می‌شد اگر؟» قرار می‌گیرند. چه می‌شد اگر همین الان هیولایی به بزرگی آسمان‌خراش در شهر ظاهر می‌شد؟ چه می‌شد اگر همین الان اشیای سیاه‌رنگ بیضی‌شکلی در سرتاسر دنیا پدیدار می‌شدند؟ چه می‌شد اگر ناگهان ۲۰ میلیون نفر از ساکنان کره زمین ناپدید می‌شدند؟ سناریوهای «چه می‌شد اگر» بیشتر از اینکه درباره‌ی بخش علمی ماجرا باشند، درباره‌ی بخش انسانی‌اش هستند. واکنش انسان‌ها به این اتفاقات فراطبیعی چگونه خواهد بود: معمولا با مقدار زیادی دلشوره و فروپاشی‌های روانی. «پارادوکس» اما لحنِ علمی‌-تخیلی‌های کلیشه‌ای هالیوودی را دارد. فیلم‌هایی مثل «مریخی» یا «لبه‌ی فردا» که صرفا بد نیست، اما با بافت این مجموعه و داستان این فیلم جفت و جور نمی‌شود. تکیه‌ی بیش از اندازه و اعصاب‌خردکن فیلمنامه روی تزریق شوخ‌طبعی و تک‌جمله‌های بامزه به دیالوگ‌ها که اکثرشان در جای اشتباهی استفاده می‌شوند ضربه‌ی بدی به کل فیلم زده است و کاری کرده تا فیلم با وجود مزه‌پراکنی‌های بی‌وقفه‌ی کاراکترها در جدی‌ترین لحظات، حس و حال فیلم‌های مارول را به خود بگیرد. اگر با یک فیلم کمدی سروکار داشتیم اشکال نداشت. اما داریم در‌باره‌ی فیلمی با سناریوی آخرالزمانی حرف می‌زنیم که حول و حوش زجه و زاری آدم‌ها و وحشت کیهانی ‌می‌چرخد. این‌جور کمدی مارولی در تضاد با محتوای سنگین و خشن فیلم قرار می‌گیرد که از بدترین‌هایش باید به تمام دیالوگ‌هایی که از دهان کاراکتر کریس اُدود، مخصوصا بعد از قطع شدن دستش بیرون می‌آید اشاره کنم. فیلم روی کاغذ ایده‌های جالبی برای بالا بردن تنش و به جنون کشاندن کاراکترهایش دارد. از صحنه‌ی بالا آوردن کرم‌ها از دهان آن کاراکتر روسی تا قطع شدن دست دیگری بدون خون و خونریزی. صحنه‌هایی که اتفاقاتی شبیه به چست‌برستر و جاری شدن خون اسیدی زنومورف در طبقات فضاپیما از «بیگانه» را به یاد می‌آورند. اینها صحنه‌هایی هستند که باید واکنش احساسی کاراکترها نسبت به آنها مورد بررسی قرار بگیرد. ولی در اینجا یا فراموش شده یا به سخره گرفته می‌شوند.
«پارادوکس» از لحاظ داستانگویی یا در بهترین حالت قابل‌پیش‌بینی است یا در بدترین حالت از مشکلات ریشه‌ای رنج می‌برد. تمام کلیشه‌های شناخته‌شده و نشده‌ی فیلم‌های تیر و طایفه‌ی «بیگانه» بدون هیچ‌گونه خلاقیتی در اینجا تکرار شده‌اند. از دنیایی که منابع انرژی‌اش ته کشیده تا مرگ اعضای خدمه به روش‌های فجیح. از صحنه‌ی قهرمانانه‌ای که یکی از کاراکترها خودش را برای نجات دیگران فدا می‌کند تا کاراکتر مرموزی که به بقیه نارو می‌زند. به عنوان یک فیلم کلیشه‌‌ای خوب در این سبک باید به فیلم «حیات» (Life) از سال گذشته اشاره کنم. اگرچه «حیات» کپی-پیست «بیگانه» بود، اما یک کپی-پیست خوب بود. چون فیلمنامه‌نویسانش به جای تکرار یک سری کلیشه از روی تنبلی، با آگاهی از آنها برای بازی با روان بیننده استفاده کرده بودند. یک هیولای سمج و جان سخت حکم ستون فقراتی را داشت که تمام اجزای فیلم را کنار هم نگه می‌داشت. این در حالی بود که فیلم از ابتدا تا انتها پای لحن عصبانی و ناامیدانه‌اش ایستادگی می‌کرد. «پارادوکس» برای مثال در رابطه با قوس شخصیتی همیلتون که در مقابل انتخاب سختی بین بچه‌هایش در دنیای دوم و بازگشت به دنیای خودش قرار می‌گیرد، ایده‌های جالب‌توجه‌ای رو می‌کند، ولی این موضوع حکم یکی از همان ایده‌های خوبی را دارد که در یک فیلم بد هدر رفته است. برخلاف تحول شخصیتی فوق‌العاده‌ی کاراکتر مری الیزابت وینستند در «جاده‌ی کلاورفیلد» که در طول فیلم جریان داشت و به لطف کارگردانی باظرافت دن تراخنبرگ به تاثیرگذاری بی‌نظیری رسید، همیلتون از قوس شخصیتی خاصی بهره نمی‌برد. او تا فینال فیلم بی‌کار است و تازه ناگهان نویسندگان به این نتیجه می‌رسند که باید او را مجبور به گفتن یک سری جملات احساسی درباره‌ی دانستن قدر زندگی بکنند. تحول شخصیتی کاراکتر وینستند در «جاده‌ی کلاورفیلد» که اکثرا توسط داستانگویی تصویری صورت می‌گرفت کجا و خیره شدن همیلتون به دوربین و بلغور کردن یک سری دیالوگ‌های اشک‌آور کجا. تا آنجایی که فهمیدم سوال اصلی «پارادوکس» این است که آیا به ازای نجات تمام جمعیت زمین حاضر به کشتنِ یکی-دو نفر می‌شوید؟ ایده‌ای که می‌تواند با پرورش به سوال فلسفی بحث‌برانگیزی تبدیل شود، اما در حد یک ایده‌ی سطحی باقی مانده است.

البته از فیلمی که این همه ‌حفره‌های منطقی دارد انتظار پرداخت بحث‌های فلسفی نمی‌رود. چرا چسب فلز آن‌قدر هوشیار است که بازوی آن یارو را می‌بلعد؟ چگونه این بازو که در دیوار فضاپیما فرو رفته بود خارج می‌شود؟ چرا بازوی آن یارو هوشیار است و درخواست خودکار برای صحبت کردن با بقیه می‌کند؟ بازوی یارو از کجا خبر دارد که دستگاه مورد نیاز گروه در شکم فرد روسی قرار دارد؟ چگونه مرد روسی با نسخه‌ی خودش از دنیای دوم ارتباط برقرار می‌کرد، در حالی که فضاپیمای دنیای دوم در دریا سقوط کرده بود؟ زنی که از لای دیوار نجات داده می‌شود فایل ویدیویی دوستش همیلتون را از کجا آورده که آن را برای نسخه‌ی اول همیلتون پخش می‌کند؟ این که فضاپیمای او نیست؟ تنها توضیحی که فیلم برای این سوالات فراهم می‌کند این است: خط‌های زمانی در یکدیگر گره خورده‌اند، پس وقوع هر چیزی امکان‌پذیر است. تماشاگر برای اینکه در هیاهوی اکشن قرار بگیرد باید از منطق آن اطلاع داشته باشد. تماشاگر در حین اکشن نباید به چرایی و نحوه‌ی وقوع آن فکر کند. اما این اتفاقی است که در طول «پارادوکس» بارها و بارها تکرار می‌شود. به جای اینکه در عمق حادثه قرار بگیریم، خودمان در حال پرسیدن سوال‌های مشابه‌ای پیدا می‌کنیم: «چی شد که این‌طوری شد؟ الان چرا این اتفاق داره می‌افته؟» مشکل منطقی بعدی فیلم مربوط به رفتار کاراکترها می‌شود. در پایان فیلم نسخه‌ی اول همیلتون تصمیم می‌گیرد تا به زمین شماره‌ی دو رفته و بچه‌هایش که در آنجا زنده هستند را ببیند. بچه‌هایی که مادر خودشان را در قالب نسخه‌ی دوم همیلتون دارند. وقتی فرمانده‌ فضاپیما احمقانه‌بودن این تصمیم را به همیلتون گوشزد می‌کند، او با نگاهی چندش‌آور طوری به حرف فرمانده‌اش واکنش نشان می‌دهد که: «آخه، چقدر تو عجیب و سنگدل هستی که می‌خوای جلوی من رو از دیدن بچه‌هام بگیری!». هدف این صحنه به تصویر کشیدن غم و اندوه همیلتون است، ولی در عوض او به عنوان آدم احمق و بی‌ملاحظه‌ و غیرهمدلی‌برانگیزی به تصویر کشیده می‌شود.
«پارادوکس» از لحاظ داستانگویی یا در بهترین حالت قابل‌پیش‌بینی است یا در بدترین حالت از مشکلات ریشه‌ای رنج می‌برد
یا مثلا به تصمیم نهایی همیلتون نگاه کنید. همیلتون بچه‌هایش را به خاطر عدم احتیاطش به کشتن داده است. او متوجه می‌شود بچه‌هایش در زمین شماره دو زنده هستند، اما او می‌داند که شوهرش هم در زمین شماره یک منتظرش است. همیلتون باید بین دیدن بچه‌ها یا برگشتن پیش شوهرش یکی را انتخاب کند. همیلتون بچه‌هایش را انتخاب می‌کند. نه فقط به خاطر اینکه می‌خواهد آنها را ببیند، بلکه به خاطر اینکه می‌خواهد جلوی مرگ آنها در زمین شماره‌ی دو را بگیرد. اما او دوباره در مقابل یک انتخاب دیگر قرار می‌گیرد. همیلتون باید بین خدمه‌ی فضاپیما و بچه‌هایش یکی را انتخاب کند. همیلتون خدمه را انتخاب می‌کند. انتخاب سختی است. او در عین به دست آوردن یک چیز، چیز ارزشمند دیگری را از دست می‌دهد. او با این کار خودخواهی‌اش را زیر پا می‌گذارد. این تصمیم حکم پُر شدن حفره‌ی درونی همیلتون را دارد. او بالاخره عذاب وجدانی را که بعد از مرگ بچه‌هایش همیشه مثل خوره به جانش افتاده بود پشت سر می‌گذارد. ولی مشکل این است که فیلم این‌طوری تمام نمی‌شود. چرا که همیلتون متوجه می‌شود می‌تواند برای نسخه‌ی خودش در زمین شماره دو یک پیام ویدیویی فرستاده و مرگ فرزندانش را به او هشدار بدهد. به همین سادگی وزن و اهمیت تصمیم نهایی همیلتون از بین می‌رود. او چیزی را برای به دست آوردن چیزی دیگر از دست نمی‌دهد. بلکه هر دو را همزمان به دست می‌آورد. هم فضاپیما را نجات می‌دهد و هم فرزندانش را. این‌طوری انگار همیلتون هیچ تصمیمی نگرفته است. راستی چه بگویم از نمای پایان‌بندی فیلم که زبانم در توصیف عمق فضاحت آشکارش قاصر است. هیولای کلاورفیلد که خیلی خیلی بزرگ‌تر از آسمان‌خراش‌هاست، سر از میان ابرها در می‌آورد و حلقش را ۱۸۰ درجه باز می‌کند و توی لنز دوربین جیغ می‌زند! صحنه‌ای که از ریشه به دی‌ان‌ای این مجموعه نمی‌خورد. «کلاورفیلد» نه «گودزیلا» است و نه «پارک ژوراسیک». اینجا چیزی به اسم خودنمایی‌های هالیوودی از این جنس معنا ندارد. اینجا هیولای اصلی مُردن زیر پل عشاق در سنترال پارک است. اینجا هیولای اصلی، حس پشیمانی و افسوسی است که ماهیچه‌هایتان را فلج کرده است. اینجا وحشت اصلی چمباتمه زدن در سکوی متروک مترو و تلاش برای فهمیدن چیزی است که در بالای سرت جولان می‌دهد. اینجا ترس و دلشوره از روبه‌رو شدن با سر مجسمه‌ی آزادی در خیابان سرچشمه می‌گیرد، نه فریاد زدن یک هیولای کامپیوتری در صورت‌مان. «پارادوکس» با نمای پایانی‌اش، فیلم را بهترین به سرانجامی که لیاقتش را دارد می‌فرستد: قبر.
دانلود زیرنویس فارسی این فیلم

چاپ این بخش

  عراق، دومین کشور زیارتی جهان اسلام
ارسال‌شده توسط: hmseo - 10-03-2018, 02:50 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

عراق کشوری  عرب زبان درخاورمیانه و جنوب غربی آسیاست، هرچند که تعداد زیادی از جمعیت این کشور را کرد زبان ها نیز تشکیل می دهند.  پایتخت عراق شهر بغداد بوده و این کشور از جنوب با عربستان سعودی، از غرب با اردن و سوریه از شرق با کشورمان ایران و از شمال با ترکیه همسایه است.
کربلا
شهری مذهبی و مقدس برای تمامی شیعیان جهان که تا سال 61 قمری بیابان بزرگی بوده به نام نینوا که البته مردم ان منطقه، نام های دیگری نیز بر روی ان نهاده بودند، اما بعد از سال 61 قمری و رودیداد  عظیم کربلا و قیام امام حسین (ع)، به تدریج مورد توجه شیعیان قرار گرفت تا به امروز که بزرگ ترین میعادگاه شیعیان و دومین میعادگاه بزرگ مسلمانان جهان به شمار می آید.
تور کربلا همه ساله در ایام زیارتی خاص به ویژه تا سوعا و عاشورا  و اعیاد مذهبی مانند عید قربان و ولادت امام حسین در قالب کاروان های زیارتی عتبات برگزار می شود. این تورها در دو نوع  تور کربلا هوایی و تور زمینی کربلا به مسافران ایندیار خدمات رسانی می کنند.
اغلب تور های عتبات  شامل بلیط رفت برگشت، اقامت در هتل به همراه ناهار وشام، ویزای عراق، بیمه مسافرتی، گشت وزیارت به همراه مدیر و مداح مجرب است.
نجف
شهرنجف پس از سوء قصد و کشته شدن اما علی (ع) توسط ابن ملجم  تبدیل به شهری مهم در میان مسلمین جهان تبدیل شد. اهمیت این مکان مذهبی علاوه بر در برگرفتن پیکر پاک امام علی، به واسطه وجود آرامگاه حضرت هود، نوح وصالح نیز در آن می باشد و به همین دلیل است که همواره در مناسبت های دینی مانند ایام ولادت و شهادت یکی از پر رفت و امد ترین مقاصد جهان اسلام به شمار می آید.
تور نجف همواره با بلیط چارتر از مقاصد مختلفی چون کشور عزیزمان ایران صورت می پذیرد.معمولا تور کربلا و تور نجف به صورت گروهی انجام می شود.
اربعین حسینی
اربعین حسینی، 20 صفر و درواقع چهل روز بعد از شهادت امام حسین(ع) است که جزو مهم ترین مناسبت های شیعیان جهان به شمار آمده و همه ساله پر شور تراز سال های قبل برگزار می شود. این مناسک که به نوعی فستیوال مذهبی برای نشان دادن اتحاد و وحدت میان شیعیان تبدیل شده، یکی از بزرگ ترین مراسم پیاده روی جهان نیز محسوب می شود. درواقع پیاده روی اربعین پس از مراسم حج در کعبه، دومین مراسم بزرگ مذهبی در سرتاسر جهان است.
فلسفه پیاده روی اربعین
پیاده به کربلا رفتن به خصوص در ایام اربعین، فلسفه و مضوعیت خاص خود را دارد و از آنجا که پرداختن به ان از همان سال های اولیه پس از شهادت امام حسین در زمره کارهای ثواب قرار گرفته، احادیث و روایات زیادی در باب آن وجود دارد.
به طور مثال، بنا به فرموده امام عسکری (ع)؛ یکی از نشانه های مومن – که در این روایت مقصود شیعه است – زیارت سیدالشهدا درروزاربعین می باشد.
چرا که امام صادق (ع) به یکی از دوستان خود می‌فرماید:
قبر حسین (ع) را زیارت کن و ترک مکن.
پرسیدم: ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟
حضرت فرمود: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین (ع) برود، خداوند برای هر قدمى که برمى‏دارد، یک حسنه برایش نوشته ویک گناه از او محو مى‏فرماید و یک درجه مرتبه ‏اش را بالا مى ‏برد.
سابقه تاریخی پیاده روی اربعین
از جهتی جریان پیاده روی برای زیارت سیدالشهدا در روز اربعین سابقه ای تاریخی نیز دارد. زیارت کربلا با پای پیاده در زمان شیخ انصاری رسم بوده است، ‌اما در برهه ‌ای از زمان به فراموشی سپرده می‌شود که در نهایت توسط شیخ میرزا حسین نوری دوباره احیا می‌شود.
تور اربعین هر ساله حتی در زمان اوج تسلط داعشیان بر بخش هایی از کشور عراق برگزار شده و همواره نیز با استقبال زیادی از طرف مردم رو به رو گشته است. این تورها از چندین هفته جلوتر به صورت گروه های مردمی به صورت پیاده از مرزهای مهران  و سایر مرزهای ایران آغاز شده و در مرز، ویزای عراق برای زائران صادر و بیمه مسافرتی گرفته می شود. گروه های مردمی معمولا توسط یک مدیر کاروان که شناخت کامل نسبت به عتبات دارد، هدایت می شود.

چاپ این بخش

  کویرگردی به سبک ایرانی
ارسال‌شده توسط: hmseo - 10-03-2018, 02:48 PM - انجمن: گردشگری - بدون‌پاسخ

شاید در سالیان اخیر برخلاف گذشته، مردم ایران اهمیت بیشتری برای کویر و کویرگردی قائل می شوند و به همین دلیل آژانس های مسافرتی مختلف، تورهای متعددی از جمله تور کویر یک روزه را به مناطق کویری مختلف برگزار می کنند، اما هنوز هم آنطور که باید و شاید به این طبیعت زیبا پرداخته نمی شود. بهترین زمان برای کویرنوردی، فصل پاییز است، هنگامی که هوا خنک تر شده و باد لطیف پاییزی، چهره ها را نوازش می دهد و دیگر آفتاب سوزان و مردافکن کویر در روز، شما را از پای در نمی آورد و موجب گرمازدگیتان نمی شود، هرچند که هیچ زمانی صفای شب های کویر، جمع شدن دور آتش و رصد ستاره ها را ندارد. کویرگردی به همین آسانی ها که فکر می کنید نیست. اولین موری که باید آن را پیش از سفر رعایت کنید، تهیه وسایل مورد نیاز کویرنوردی است که از همه بیشتر باید روی کفش مناسب کویرنوردی تاکید کرد که تاثیر به سزایی در کیفیت سفر و همچنین سلامتی شما دارد. در زیر چند کویر معروف و پرطرفدار و همینطور سحرانگیز ایران را به شما معرفی می کنیم.
 
کویر مرنجاب کجاست؟
می توان گفت که نام این منطقه کویری در استان اصفهان و در مجاورت شهرستان آران و بیدگل از کاروانسرا و قناتی گرفته شده که به دستور شاه عباس در این منطقه ساخته شده است. تنها نام جزیره سرگردان و دریاچه نمک که از جاذبه های گردشگری کویر مرنجاب هستند، کافیست تا انسان را به کویرنوردی ترغیب کرده و راهی این منطقه و نیز پیوستن به تور کویر مرنجاب نماید. برای اقامت در کویر مرنجاب، اقامتگاه ها و هتل های سنتی مختلفی وجود دارد.
کویر ورزنه کجاست؟
کویر ورزنه است و تپه های شنی غول آسا و عجیب که از باد متولد شده اند. درواقع باد باعث فرسایش پوشش این منطقه که به کویر خارا نیز معروف است شده و ان را به این شکل دراورده است. کویر ورزنه حدود 100 کیلومتر از اصفهان فاصله دارد و وسعت آن چیزی در حدود 17 هزار هکتار است. عددی بزرگ، رعب انگیز و جالب. یکی از دلایل توصیه ما به شما برای انتخاب تور کویر ورزنه، همین مورد است.
کویر کاراکال کجاست؟
شاید اگر واژه تور کویر کاراکال را شنیدید، اولین فکری که به ذهنتان خطور کرده، توری به مناطق آفریقایی یا آمریکای مرکزی بوده است، اما بهتر است بدانید که این منطقه در نزدیکی شهر بافق در استان یزد واقع شده است. علاوه بر تفریحات رایج در کویرگردی و نیز قدم زدن در نخلستان های زیبای کویر کاراکال، یکی از جاذبه های کم نظیر این منطقه، دیدن گونه های مختلف و کمیاب حیات وحش مرکزی ایران است که برخی از آن ها در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند.
کویر مصر کجاست؟
یکی از اولین انتخاب های ایرانی ها برای کویرگردی، تور کویر مصر است. هرچند که این کویر از تهران فاصله زیادی دارد، اما این قضیه باعث نمی شود تا گردشگران به خصوص عاشقان کویر در زمان های مناسب کویرنوردی، از سفر به این منطقه چشم بپوشند. از هیجانات خاص این کویر که انتظار مسافران را می کشد، می توان به شترسواری، آفرود و رصد ستارگان اشاره نمود.

چاپ این بخش

  چرا باید کوادکوپتر بخریم؟
ارسال‌شده توسط: quadcopter - 01-03-2018, 11:12 PM - انجمن: آتلیه عکاسی - بدون‌پاسخ

چرا باید کوادکوپتر بخریم؟
در چند سال اخیر حضور کوادکوپترها روز به روز در زندگی‌مان پر رنگ و پر رنگ‌تر شده است. این وسایل دقیقا پرنده‌هایی هستند که شاید تا یک دهه قبل هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد که اینقدر گسترده در اختیار تمام مردم قرار بگیرند! اما اکنون آن‌ها را در بخش‌های مختلفی زندگی از صنعت و هنر گرفته تا سرگرمی و ورزش مشاهده می‌کنیم.
اما واقعا دلیل چنین استقبال گرمی از کوادکوپترها به ویژه کوادکوپتر دوربین دار بین مردم چه بود؟
پرواز یکی از آرزوهای دیرینه انسان‌ها محسوب می‌شود. کوادکوپترها به این آرزو جامه عمل پوشاندند! وسایلی که به راحتی با یک رادیو کنترل قابل مدیریت هستند و تجربه بی‌نظیری از پرواز را به سادگی هر چه تمام‌تر در اختیار افراد قرار می‌دهند. مسلما گذراندن وقت با چنین وسایلی می‌تواند به یکی از مهیج‌ترین سرگرمی های افراد تبدیل شود. اما کوادکوپترها پا را از این فراتر گذاشتند و فقط به سرگرمی اکتفا نکردند. کوادکوپترهای دوربین دار وسایلی هستند که تصویربرداری هوایی را به سادگی کنترل کردن یک ماشین آرسی درآوردند! کافی است رادیوکنترل را در دست بگیرید تا با کوادکوپترهای دوربین دار تصاویر هوایی باکیفیت، شفاف و مهیج ثبت کنید. این قابلیت دقیقا همان چیزی است که باعث شد اکنون کوادکوپترها در اغلب بخش های زندگی‌مان به ویژه صنعت و اقتصاد نقش پررنگی داشته باشند.
به لطف این قابلیت انقلابی در دنیای تصویربرداری ایجاد شد. دیگر از سازمان‌های امنیتی گرفته تا عکاس‌ها و حتی شبکه های خبری برای دسترسی سریع و دقیق به جزئیات و حادثه‌ها از کوادکوپترها استفاده می‌کنند. ثبت تصاویر مهیج به ویژه با قابلیت ارسال مستقیم و زنده تصاویر به افراد و ارگان‌ها این اجازه را داده است که حتی تصاویری از مناطقی که افراد نمی‌توانند در آن حضور داشته باشند با هزینه‌ای کم، ثبت کنند و استفاده نمایند.
گفتنی است که کاربرد کوادکوپترها به اینجا ختم نمی‌شود. اکنون بسیاری از کمپانی های بزرگ دنیا برای حمل محموله های خود از کوادکوپترها استفاده می‌کنند. کوادکوپترهای ناجی دسته‌ای دیگر از کوادکوپترها هستند که به راحتی و با سرعت بالا به کمک افرادی حادثه دیده به ویژه در مناطق صعب العبور می‌روند. حتی بسیاری از دولت‌ها در حال راه اندازی خط پستی هوایی توسط کوادکوپترها می‌باشند.
مشاوران املاک، عکاس‌ها، محافظان محیط زیست، مهندسان، خبرنگاران، سیستم‌های امنیتی، مدرسان و... تنها بخشی از افراد جامعه هستند که با استفاده از کوادکوپترها کارهاشان سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر پیش می‌رود.
درواقع کوادکوپترها به دلیل سرعت و ایمنی بالایی که دارند، به راحتی می‌توانند در مناطق مختلف تردد نمایند و دستیار قابل اعتمادی برای شما باشند. لازم به ذکر است که استفاده از بسیاری تکنولوژی های مدیریتی و امنیتی و... در کوادکوپترها این محصولات در سطح بالایی عمل می‌کنند و مطمعنا رضایت شما را جلب خواهند کرد.
صرفه جویی در هزینه ها
صرفه جویی در زمان
دسترسی سریع به اهداف
مدیریت راحت بدون نیاز به حضور
ایجاد زاویه جدید تصویربرداری
تنها بخشی از دلایلی هستند که افراد را به سمت خرید کوادکوپترها سوق می دهند. بی شک بسته به نوع فعالیت شما، کوادکوپترها کارکرد منحصر به فرد و اعجاز آوری را برای شما ارائه خواهند کرد. این محصولات در ساده ترین حالت، بهترین گزینه ممکن برای سرگرمی و اوغات فراغت هستند! چرا که تجربه پرواز یکی از مهیج ترین فعالیت های بشر بوده و خواهد بود.

کوادکوپترها به 3 دسته مبتدی، نیمه حرفه ای و حرفه ای تقسیم بندی می‌شوند که بسته به نوع فعالیت شما به کارتان خواهند آمد! کوادکوپترهای مبتدی برای سرگرمی و آموزش بهترین گزینه ها خواهند بود. کوادکوپترهای نیمه حرفه ای دقیقا چیزی هستند که اغلب افراد نیاز دارند و حتی کار کوادکوپترهای حرفه ای را هم انجام میدهند. و در آخر کوادکوپترهای حرفه ای قرار دارند که با ارائه قابلیت های بی‌نظیر قطعا تجربه بی‌نظیری از پرواز راهم برای شما تداعی خواهند کرد.

چاپ این بخش

  دفتر ازدواج غرب تهران با سفره عقد شيك
ارسال‌شده توسط: daftarezdeva - 24-02-2018, 09:09 PM - انجمن: تشریفات - بدون‌پاسخ

[عکس: photo_2018-02-21_04-23-50-1.jpg]
دفتر عقد و ازدواج شيك با قيمت مناسب
دفتر ازدواج غرب تهران با سفره عقد شيك
برخی از افراد جامعه که در رفاه کامل زندگی میکنند مشخصا مشکلی با هزینه های عقد و ازدواج ندارند، اما اگر واقع نگرانه به جامعه نگاه کنیم بخش عمده ای را طبقه متوسط و رو به پایین تشکیل میدهند، بنابراین مشکلات اقتصادی روی این افراد سنگینی بیشتری دارد و در زمان عقد و ازدواج باعث نگرانی زوجین و خانواده ها میشود.
ازدواج یک بار در زندگی افراد رخ میدهد و هرکسی دوست دارد در بهترین روز زندگی اش همه چیز بر وفق مردادش باشد و آرزویی هایی که داشته است برای این روز برآورده شود.
پس اگر در شرف عقد و ازدواج هستید و نگران هزینه های بالای دفاتر عقد و ازدواج اید، دفتر ازدواج مهر و وفا این نگرانی را از شما دور میکند.
دفتر عقد و ازدواج مهر و وفا در تهران منطقه سعادت آباد، برای تمامی افراد جامعه در هر سطحی به برگذاری مراسمی رویایی در محیطی شیک و مدرن میپردازد.
امکانات دفتر عقد و ازدواج مهر و وفا شامل، سفره عقد لوکس و مدرن با ۵ تم رنگ، عقد شرعی و ثبت عقد، انتخاب عاقد، برگذاری عقد آریایی، بادکنک آرایی، شمع آرایی، ظرفیت ۵۰ نفر، گل آرایی طبیعی، پذیرایی و… میباشد.
که در ۴ پکیج مختلف برای شما عزیزان ارائه میشود.
دفتر شیک برای ثبت عقد و ازدواج – مراحل ثبت ازدواج دائم
از دسته امکاناتی که دفتر عقد و ازدواج مهر و وفا برای عروس و داماد های عزیز در نظر گرفته برای آن دسته از افرادی است که تنها میخواهند در این دفتر عقد، ثبت ازدواج کنند.
زوجین عزیز میتوانند از شنبه تا چهارشنبه به جز اعیاد به ثبت ازدواج در دفتر عقد مهر و وفا بپردازند.
مراحل ثبت ازدواج دائم
مرحله اول: مراجعه به دفتر عقد و ازدواج مهر و وفا برای بستن قرارداد و تعیین زمان عقد به همراه مدارک لازم.
– اصل شناسنامه زوجین به همراه ۲ برگ کپی
– اصل کارت ملی زوجین به همراه ۲ برگ کپی (پشت و رو کارت)
– جواب آزمایش قبل از عقد و یا دریافت معرفی نامه آزمایشگاه
* دفتر ازدواج مهر و وفا به شما عزیزان معرفی نامه آزمایشگاه و آدرس آزمایشگاه های معتبر را ارائه میدهد.
* مدارک لازم شامل اصل شناسنامه، کارت ملی و دو قطعه عکس زوجین میباشد.
* نباید از یک ماه تاریخ انقضا جواب آزمایشات گذشته باشد.
– اصل شناسنامه پدر عروس (برای دوشیزگان)
* درصورتی که پدر زوجه فوت کرده اصل شناسنامه باطل شده به همراه کپی یا اصل گواهی فوت ثبت احوال و کپی لازم است.
* در غیر این صورت داشتن وکالتنامه محضری پدر زوجه الزامی است.
* اگر ازدواج دوم زوجه بود مدرک زیر باید ارائه شود.
– اصل طلاقنامه
– اصل و کپی گواهی فوت همسر قبلی
"براي كسب اطلاعات بيشتر با شماره 09120146570 تماس حاصل نماييد "

چاپ این بخش

  خرید خودروی دست دوم
ارسال‌شده توسط: imenrun - 22-02-2018, 01:49 PM - انجمن: طراحی سایت - بدون‌پاسخ

داشتن خودرو،یک از خواسته ها و نیازهای لازمه ی امروزی هست که هر فرد و خانواده ای به آن نیازدارد.بخصوص با پیشرفت تکنولوژی و صنعت، هر روز اتومبیلهای زیباتر و شیکتر ،با آپشن های جدید تری وارد بازار رقابت میشود که هر فردی رو وسوسه میکند برای خرید آن.
ولی با توجه به قیمتها، هر فردی توان خرید خودرو های نو و صفر کیلومتر را ندارد.برای همین بسیاری از خانواده ها و افراد به خرید خودروی دست دوم روی می آورند
کارشناسان خودرو و آنهایی که در خرید و فروش اتومبیل دستی دارند، برای اینکه یک شاخص و استانداردی برای خرید و فروش خودروهای دست دوم باشد،که هم فروشنده ضرر نکند و هم خریدار باقیمتی مناسب به اتومبیل دلخواه خود برسد،و هم سود و استفاده آنها هم تامین شود،خودروهای دست دوم را،موشکافانه میبینند و قیمت گذاری میکنند. یکی از شرکت های مطرح در این زمینه ایمن ران می باشد که از سایت https://imenrun.com میتوانید از خدمات آنها آگاه شوید
[عکس: cars-from-20-to-25-million-500x306.jpg]
در این راستا،عده ای از افرادخبره و حتی تحصیل کرده ی علوم مکانیک،وارد عرصه رقابت با این افراد شده اند و بسیار تخصصی خودرو را معاینه میکنند و با کارشناسی خودرو  چه از لحاظ موتوری و چه از لحاظ بدنه و رنگ،ماشین را می بینند و قیمت نهایی آنرا تعیین می کنند.بخاطر همین وجود کارشناسان قیمت گذار خودرو، بسیار لازم و ضروری هست.
در قدیم برای خرید خودرو ،باید اتومبیل را پیش چند مکانیکو صافکار میبرید تا با کارشناسی رنگ خودرو و کارشناسی فنی خودرو ،تا صحت و بدون عیب بودن خودرو را ،به شما اطلاع دهد.اما امروزه اینکار بعهده کارشناس خودرو گذاشته شده است.به طور کلی، بازار خرید و فروش اتومبیل های دست دوم باتوجه به سودآور ی اش همواره مورد توجه بسیاری قرار گرفته و گروه کثیری را چه در صف خریداران و چه در قالب فروشندگان به خود مشغول کرده است،
باتوجه به این مطالب،توجه کردید که چقدر مهم و جزء شغلهای جدید و تخصصیِ امروزه هست.حال عده ای با تحصیل و دانشگاه رفتن،در این زمینه خبره می شوند و تعدادی هم تجربی .حال در مورد مطلبی با عنوان نکات خرید خودروی دست دوم همراه شما هستیم که در ادامه توجه شما را به این مطلب جلب میکنیم
خودروی دست دوم چه نوع خودرویی هست؟
بهتر است که مفهوم خودروی دست دوم را از نظر کارشناسی بدانیم. خودروی دست دوم به خودرویی گفته می شود که بیشتر از 200 کیلومتر کار کرده باشد، چون دیگر این خودرو صفر نیست و جزو خودروهای کار کرده به حساب خواهد آمد و هرچه از این عدد فاصله گرفته باشد، نمایانگر کارکرد بیشتر آن است، اما به طور کلی براساس استانداردهای موجود ،یک خودرو برای مسافر عادی و شخصی طی سال نباید بیشتر از 12000 کیلومتر کارکرد داشته باشد.
 
[عکس: cars-from-0-to-10-million-500x330.png]
قبل از خرید خودرو و مراجعه برای کارهای نهایی مدارک لازم برای تعویض پلاک را حتما چک کنید که به همراه داشته باشید و این موضوع را با فروشنده نیز هماهنگ فرمایید . ایمن ران توجه شما را به نکات ذیل جلب می نماید
میزان بودجه در دسترس:
پیش از خرید خودرو دست دوم میزان بودجه ای در دسترس دارید را برآورد نمایید. به خاطر داشته باشید هیچ وقت همه پولی که برای خرید خودرو کنار گذاشته اید را صرف خرید خودرو نکنید. هزینه های جانبی مانند هزینه های مرتبط با سرویس احتمالی خودرو، هزینه تعویض پلاک، هزینه انتقال سند، هزینه کارشناسی خودرو (احتمالا برای چند خودرو) و… را حتما مد نظر قرار دهید
نوع خودرو دست دوم:
پس از تعیین نوع بودجه در دسترس برای خرید خودرو، نوع خودرو را انتخاب کنید. هاچ بک، صندوق دار، شاسی بلند و … این موضوع خیلی اهمیت دارد که شما خودرویی مطابق با نیازهای خود خریداری نمایید و پس از گذشت مدتی از خرید خود پشیمان نشوید. اگر در مورد کاربرد انواع خودرو اطلاعات کافی ندارید ادامه همین بخش را مطالعه کنید:
هاچ بک: اگر خودرو را برای شخص خود می خواهید و یا نهایتا قرار است شما و همسرتان استفاده مداوم از خودرو داشته باشید، اگر سفرهای برون شهری زیادی ندارید و اکثر سفرهای شما درون شهری است، اگر می خواهید هزینه سوخت زیادی پرداخت نکنید بهترین انتخاب برای شما خودروی هاچ بک است.
سدان (صندوق دار): اگر خودروی شما قرار است در یک خانواده مورد استفاده قرار بگیرد و یا احتمالا سفرهای برون شهری زیادی خواهید داشت حتما خودروی صندوق دار بگیرید تا از صندوق عقب آن برای حمل بار جهت حمل وسایل فرزندان و یا حمل وسایل مسافرت استفاده کنید و به سختی نیافتید.
شاسی بلند: اگر به سراغ خودروی شاسی بلند می روید باید بدانید که هزینه سوخت مصرفی شما نسبتا زیاد خواهد شد. خودروهای شاسی بلند عموما برای افرادی مناسب است که سفرهای برون شهری زیادی دارند و در جاده ها زیاد تردد می کنند. علاوه بر این خودرو شاسی بلند مناسب حال افرادی است که اهل سفر به دامن طبیعت و تردد در مسیرهای صعب العبور می باشند.
کراس اور (نیم شاسی): اگر میخواهید رانندگی با خودروی شاسی بلند را در خیابانهای شهر تجربه کنید اما از ابعاد بزرگ خودرو و تبعات آن بیزارید و همچنین نمی خواهید هزینه زیادی بابت سوخت مصرفی بپردازید پیشنهاد ما به شما خرید خودروی کراس اور یا به اصطلاح نیم شاسی است.
کروک و کوپه: این دو نوع خودرو مناسب حال جوانها و افرادی است که در بیشتر در مسیرهای کوتاه درون شهری تردد می کنند و اصولا غیر از لذت بردن از سواری خودرو با دوستان و خوشگذرانی، انتظار دیگری از خودرو ندارند.
 
[عکس: hyundai-accent-blue-500x500.jpg]
 
خوش معامله بودن خودرو:
خودرو در ایران یک کالای سرمایه ای محسوب می شود و ممکن است به دلایل مختلف بخواهید خودرو را پس از مدتی بفروشید. به همین دلیل سعی کنید همیشه خودرویی خریداری نمایید که خوش معامله باشد و جهت فروش آن به دردسر نیافتید. برای اطمینان بیشتر نیز پس از بررسی یک کارشناس سلامت خودرو خرید خود را میتوانید انجام دهید
یک پرسش معمولا ذهن اکثر خریداران را به خود مشغول کرده است که اصولا اتومبیل نو بخرند یا کارکرده؟ به طور کلی در اکثر موارد این توان مالی افراد است که میان خودروی نو و کارکرده حرف نهایی را می زند،
گرچه خودروهای نو مزایایی چون اطمینان از رانندگی و گارانتی دارد، اما معایبی چون هزینه شدن نقدینگی خانواده و البته افت قیمت، از همان ابتدای کار را نیز برایتان به ارمغان خواهند آورد.
از کجا خودروی دست دوم بخریم؟
معمولا4 راه مقابل شما برای خرید خودروی دست دوم وجود دارد که عبارت است از؛ مراکز خرید و فروش خودرو، آگهی روزنامه ها و مراجعه حضوری به نمایشگاه،و دنیای مجازی.
دنیای مجازی را جدی بگیرید
رونق کسب و کار خرید و فروش خودروهای کارکرده و دست دوم مدتی است به قدری زیاد شده که حتی فروشندگان نیز به دنیای مجازی چشم دوخته اند. پس اگر قصد خرید خودرو دارید کافی است یک کمی جستجو کنید تا با ده ها وب سایت مرتبط با این کار آشنا شوید.کارشناسان معتقدند دنیای مجازی علاوه بر این که می تواند راهگشای کسب و کار بسیاری از فروشندگان و خریداران باشد، می تواند در زمینه اطلاع رسانی گام مفیدی جهت آگاهی ذهنی هرچه بیشتر خریداران داشته باشید. در این میان با جستجو میان سایت های مختلف از قیمت خودرو ، تعرفه های کارشناسی خودرو، تعرفه خرید خودروی سفارشی و چم و خم بازار به خوبی اگاه خواهد شد
توصیه کارشناس خرید خودرو
یکی از اصولی ترین توصیه های متخصصین کارشناسی خودرو برای خریداران خودروهای دست دوم این است که حتی اگر شما از زیرو بم خرید و فروش اتومبیل های دست دوم باخبر هستید و خودتان را خبره کار می دانید بازهم تنهایی برای خرید خودرو روانه بازار نشوید.اینجا هست که انسان به وجودکارشناس خودرو پی میبرد.
همه افراد جامعه ،قدرت خرید خودروی صفر کیلومتر را ندارند،لذا ناچارند دست دوم بخرند تا ارزانتر برایشان تمام شود.
به صاحب اتومبیل دقت کنید
بارها و بارها شنیده ایم که می گویند: «نحوه رانندگی شما نشانه شخصیت شماست» این ضرب المثل دقیقا هنگامی که قصد خرید اتومبیل دست دوم دارید، به یاری شما خواهد آمد. بنابراین قبل از این که خوب مشخصات فنی و سلامت خودرو را بنگرید، به راننده و مالک آن توجه کنید چون نحوه رفتار و شخصیت وی دقیقا بیانگر چگونگی وضعیت اتومبیلش خواهد بود. برای شروع بد نیست، ابتدا از او بخواهید دلیل اصلی فروش اتومبیل را به شما بگوید. در این میان شما فرصت مناسبی دارید که خوب شرایط روحی و شخصیتی وی را زیر نظر بگیرید.
به عنوان مثال اگر او فرد منظم و مرتبی باشد بدون تردید سرویس های دوره ای را برای اتومبیل انجام داده و سعی کرده همواره اتومبیلش در شرایط ایده آل باشد،
در این مرحله می توانید هنگام توضیحات مالک خودرو درباره شرایط و البته دلیل اصلی فروش وی به جای او داخل اتومبیل نشسته و نسبت به شرایط داخل اتاق اتومبیل اطمینان حاصل نمایید. بهترین روش، دقت به خود فرمان و دیگر تجهیزات تزئینی یا الکترونیک داخلی است. از این راه می توانید به میزان استهلاک اتومبیل مورد نظرتان کاملا آگاهی یابید. فراموش نکنید شرایط کنونی صندلی راننده و پوشش فرمان با تجهیزاتی مثل دسته راهنما و کنترل سیستم صوتی (در صورت دارا بودن) می تواند نشانه ای کامل از میزان استهلاک اتومبیل باشد.
اهمیت قطعات فنی موتور
معمولا از موتور اتومبیل به عنوان قلب تپنده خودرو یاد می شود، بنابراین اگر این قلب همچون ساعت مرتب و بدون مشکل کار کند، مالک آن نیز می تواند از رانندگی خود لذت ببرد، پس باید هنگام خرید اتومبیل دست دوم چون زیاد از پیشینه سلامت فنی خودرو اطلاعاتی در دست نیست خوب در این مورد توجه داشته باشید. به طور کلی در بخش فنی دو مرحله مقابل خریداران است؛
1 ـ تست حرکت خودرو: با این روش می توانید از سلامت قطعات سیستم تعلیق، شاسی، عملکرد مناسب موتور و گیربکس، ترمزها و فنربندی خودرو آگاهی به دست آورید.
2 ـ تست ایستاده یا ساکن؛ در این مرحله اولین کار بازکردن در موتور است. در روشنایی کامل خوب داخل موتور را نگاه کنید و هرگونه نشتی یا کثیفی را بررسی کنید. توجه داشته باشید تمیزی بیش از حد و نامتعارف خودرو با توجه به سن آن می تواند دلیلی برای پنهان کردن موارد داخل موتور باشد. لازم به یادآوری است که باید در این مرحله کیفیت لاستیک، تسمه های داخل موتور، سیستم روغن، استارت و باتری را نیز چک و کنترل کنید.
به بدنه خوب دقت کنید
 
[عکس: hyundai-azera-2007-500x500.jpg]
 
در این مرحله سلامت بدنه می تواند در تصمیم گیری کاملا تاثیرگذار بوده و انتخاب های شما را محدود کند، چون به قول معروف «رنگ رخسار، خبر می دهد از سر درون»، بنابراین باید در این زمینه خوب دقت کنید و با مطالعه کامل و مشورت کارشناس خودروی مورد اعتماد، وارد میدان شوید. هرچند این عامل شاید درصد مشخصی در تعیین سلامت خودرو داشته باشد، اما نباید فراموش کرد که با استفاده از این راهکار می توانید به سلامت فنی خودرو برسید.
به طور کلی در بدنه خودرو باید به نکاتی چون فرورفتگی ها، پوسیدگی، رنگ پریدگی، ترک خوردگی و آسیب دیدگی های جدی در سراسر اتومبیل دقت کافی داشته باشیم که برای این کار تکنولوژی به یاری خریداران آمده، به طوری که با استفاده از لوازمی چون آهنربا و دستگاه های مغناطیسی می توانید از رنگ شدگی یا سلامت قسمت های مختلف بدنه اتومبیل مورد نظر اطمینان حاصل کنید. برای این کار سعی کنید از زوایای پنهان مثل درزها، دوبل های در موتور یا صندوق عقب، محل اتصال بدنه با سقف، رکاب ها، درزهای چراغ یا لولای در های خودرو شروع کنید، چون آثار تعمیر یا تعویض کاملا در این مناطق مشخص باقی خواهد ماند و برطرف کردن آنها کار دشواری است.
با بررسی سلامت بدنه اتومبیل می توان دریافت آیا اتومبیل مذکور تصادف سنگین داشته یا اتفاقات ساده روزمره را پشت سر گذاشته است، چون در صورت تصادف سنگین ممکن است قطعات داخلی و به طور کلی سلامت فنی خودرو مثل موتور، گیربکس یا... نیز آسیب دیده باشد.
مدارک خودرو
مدارکی چون سند خودرو، برگه کمپانی، برگه معاینه فنی، کارت خودرو، برگه عدم خلافی و کارت بنزین از مدارک مورد نیاز برای نقل و انتقال خودرو است که هر یک از این مدارک باید با مشخصات فنی و اطلاعاتی خودرو مطابقت داشته باشد.
در این مرحله مشخصات مندرج در سند و کارت خودرو را کاملا با اتومبیل مطابقت دهید و هرگونه خدشه یا ناهماهنگی را در نظر بگیرید و دلیل آن را جویا شوید. مهم ترین موارد شماره شاسی، شماره موتور، بدنه خودرو و رنگ است که باید تطبیق داده شود.
باتوجه به مطالب ذکر شده در بالا،متوجه شدیم که کارشناسی خودرو،قبل از خریدن آن،بسیار لازم و ضروری هست.
بسیاری از معاملات اتومبیل قبل از کارشناسی خودرو،تقریبا تمام شده بوده و هر دو طرف،فروشنده و خریدار،راضی به معامله بودن.ولی با آمدن کارشناس خودرو،و معاینه و دقت در بدنه خودرو و عدم تصادفی بودن ماشین و موتور و اعلام اشکالاتی در موارد فوق،کلا معامله بهم میخورد.
پس دوستان محترم اگر قصد خرید خودروی دست دوم را داری،حتما از کارشناس خودرو کمک بگیرید تا از معامله خود پشیمان نشوید.

چاپ این بخش

  ردیاب خودرو
ارسال‌شده توسط: gandomcardvd - 22-02-2018, 12:26 PM - انجمن: طراحی سایت - بدون‌پاسخ

با استفاده از رکاب خودرو بخصوص در ماشین های شاسی بلند شما به هنگام سوار و پیاده شدن می توانید پای خود را روی رکاب بگذارید و پیاده شوید راحتی را به هنگام ورود و خروج در خودرو را با رکاب خودرو تجربه کنید. فرض کنید در خیابان در حال رانندگی هستید و یک دفعه ماشینی در جلو شما توقف می کند، شما نیز فرصت کنترل به موقع خودرو را ندارید و خودرو شما با خودروی جلویی برخورد می کند در این هنگام  با استفاده از گارد می توانید مانع بروز خسارت جدی به ماشین خود شوید در مورد رکاب نیز همینطور است ماشین های بغلی شما نمی توانند ماشینشان را به خودرو شما بچسبانند و گارد و رکاب در خودرو برای شما نقش یک محافظ را بازی می کند که محافظ خودرو شما است تا صدمه ای نبیند. با استفاده از گارد و رکاب در خودرو ایمنی را برای خود و سرنشینان به ارمغان بیاورید و از رانندگی خود در شرایط مختلف جاده ای لذت ببرید. نصب گارد و رکاب بسیار ساده است و اگر شما خودتان کمی فنی کار باشید و می توانید آن ها را به خوبی و راحتی نصب کنید. نصب رکاب خودرو بسیار ساده است و با چند عدد سوراخ کاری با دلر به راحتی می توانید آن را نصب کنید جنس رکاب های خودرو بیشتر از استیل و فلز بوده می باشد. در هنگام نصب رکاب توجه داشته که نصب رکاب مانع باز و بسته بودن درب خودرو نشود و همچنین طوری انرا نصب کنید که زیاد از حد مجاز بیرون نیاید. همچنین زیاد به سمت پایین نباشد. به هنگام خرید رکاب نیز توجه داشته باشید که وزن آن زیادی سنگین نباشد و با خودروی شما تناسب داشته باشد. [عکس: Body-Armor.jpg]یکی از آپشن های خودروسازی که بسیار نیز پر کاربرد است در حقیقت امر عاملی که باعث آزار و اذیت چشم رانندگان می شود باز تاب نور چراغ های پشت سر از طریق آینه جلو است بدین منظور اساس کار آینه های الکتروکرومیک به گونه ای است که هنگامی که نور با شدت بالا به آینه می تابد رنگ آینه به صورت کاملا اتوماتیک به حالت تیره در می آید و همین تیره شدن باعث ضعیف شدن بازتاب نور می شود و در این صورت چشم راننده از نور مستقیم و آزار دهنده در امان است.برای این منظور کمپانی های خودروسازی رفته رفته آپشن هایی را برای این منظور تولید و عرضه کردند. متخصصان صنعت خودرو سازی ابتدا با استفاده از اهرمی در زیر وسط آینه سعی کردند این مشکل را تا حدودی رفع کنند، ولی استفاده  از این اهرم نیز نتوانست این مشکل را حل کند. لذا متخصصان صنعت خودروسازی به تلاش های خود برای یافتن راه حلی که بتواند این مشکل را رفع کند ادامه دادند. تا اینکه در نهایت آینه های الکتروکرومیک (Electerochromic Mirrors) به عنوان راحل این مشکل معرفی و روانه بازار شد. با استفاده از آینه الکتروکرومیک زیبایی و ایمنی را به خودرو خود هدیه بدهید، و با خیال راحت به رانندگی خود در شب ادامه دهید. از مزایا آینه الکتروکرومیک همین بس که امروزه تعداد بیشماری از خودرو به سیستم آینه الکتروکرومیک مجهز هستند. زیبایی، آسایش و راحتی را با آینه های دید در شب و روز الکتروکرومیک تجربه کنید و از رانندگی خود نهایت لذت را ببرید. در حقیقت امر عاملی که باعث آزار و اذیت چشم رانندگان می شود باز تاب نور چراغ های پشت سر از طریق آینه جلو است. بدین منظور اساس کار آینه الکتروکرومیک به گونه ای است که هنگامی که نور با شدت بالا به آینه می تابد رنگ آینه به صورت کاملا اتوماتیک به حالت تیره در می آید و همین تیره شدن باعث ضعیف شدن بازتاب نور می شود و در این صورت چشم راننده از نور مستقیم و آزار دهنده در امان است. نکته ای که باید بدان توجه کرد این است که آینه الکتروکرومیک به افزایش دید راننده هنگام تابش نور خورشید از پشت سر نیز کمک می کند و شما می توانید با خیال راحت در روز رانندگی کنید . نکته آخر آینکه آینه های الکترو کرومیک به طور اتوماتیک روشنایی روز را به رنگ روشن و در تارکی شب نیز به رنگ تیره در می آید .با استفاده از آینه های الکتروکرومیک زیبایی را به خودرو خود هدیه بدهید و از رانندگی خود در هنگام روز و شب لذت ببرید. [عکس: Electro-chromic-Mirrors.jpg]در هنگام رانندگی ممکن است خودرو در نقطه ای قرار گیرد که برای رانندگان قابل مشاهده نباشد. همین امر منجر به برخورد و تصادف شود. بدین منظور تحت عنوان سیستم رادار نقطه کور در گوشه های عقب خودرو یک رادار قرار داده شده است. سیستم هشدار نقاط کور در جلوگیری از تصادفات بسیار کارساز بوده اما این تکنیک معمولا در موقعیت هایی که دید کافی وجود ندارد. مانند هوای مه آلود ، کولاک، برفی  و ….. به خوبی عمل نمی کند. [عکس: Bhind-Spot-Information-System-2.jpg] در این هنگام سیستم یک پیغام به راننده می دهد مبنی بر اینکه استفاده از سیستم هشدار نقاط کور برای خودروی شما غیر فعال می باشد. همچنین  این روش طوری برنامه ریزی شده است که نسبت به خودروهای که توقف کرده اند و همچنین تابلوهای جاده ای عکس العمل نشان نمی دهد. سیستم هشدار نقاط کوریا رادار نقاط کور صرفا در سرعتهای بالای ۱۰ کیلومتر در ساعت فعال می شود.[عکس: Bhind-Spot-Information-System-4.jpg]سیستمی به نام سیستم چراغ راهنمای دستگیره در خودرو ها نیز به کار رفته است.که  در زیر دستگیره درب نصب می شود.توسط چراغ  قسمتهایی از  دستگیره را در هنگام فعال شدن سیستم کیلس روشن می کند.از مزایای کیلس استارت آن است که این با نصب کیلس استارتر خودرو مجهز به یک آپشن لوکس می شود.همچنین ریموت های این سیستم بسیار زیباتر از ریموت دزدگیر خودرو می باشد.همچنین توسط سیستم انجین استارت می توان از راه دور خودرو روشن یا خاموش شود.این آپشن در زمستان و تابستان بسیار مفید خواهد بود. سیستم کیلس استارت جایگزین سیستم قفل مرکزی و دزدگیر و سوئیچ فلزی خودروها شده و کار استارت را آسان می کند و همچنین باعث ارتقاء سیستم امنیتی خودروها می شود.[عکس: Keyless-Starter-e1508405044899-1024x594.jpg]یکی از مهم ترین آپشن هایی که در ارتقاء سیستم امنیتی خودروها نقش ایفا می کند، دستگاههای ردیاب خودرو است. علاوه بر اینکه این دستگاه می تواند جلوی سرقت خودرو را بگیرد، همچنین می توان با استفاده از سیستم ردیاب خودرو ماشین هایی را که در اختیار مدیران و کارمندان خصوصی و دولتی خود قرار می گیرد را نیز کنترل کرد و با این کار شما می توانید میزان رسیدگی کارمندان بر امور محوله را نیز بررسی کنید. در کنار همه این مزایا همچنین با نصب ردیاب خودرو شما می توانید  طول مسیر را که در حال پیمودن آن هستید از ترافیک جاده ای ،پمب بنزین ها و ایستگاههای بازرسی مطلع شوید. سفری راحت و بی دردسر را تجربه کنید و سفر خود را مدیریت کنید. [عکس: car-gps-e1508919663958.jpg]

چاپ این بخش

  غذای سگ
ارسال‌شده توسط: tehranpets - 21-02-2018, 10:38 PM - انجمن: طراحی سایت - بدون‌پاسخ

پت شاپ آنلاین تهران پتز با توجه به نیازمندی جامعه دوستداران حیوانات خانگی خدمات سریع و با کیفیت را در اولویت برنامه های خود قرار داده است . برای جلوگیری از اتلاف وقت مشتریان، سایت تهران پتز با دسته بنی های هدفمند شما را به هر آنچه که از یک پت شاپ میخواهید متصل میکند .

مشتریان میتوانند با توجه به نوع حیوانات خانگی خود و مزاج آن محصول مورد نظر خود را به وسیله مطالعه توضیحات و مشخصات کالاهای گوناگون آن را به راحتی انتخاب و خرید کنند و درب منزل تحویل بگیرند .
پت شاپ تهران پتز تمام اقلام مورد نیاز یک حیوان خانگی را در خود برای ارائه به مشتریان دارد . به طور مثال برای حیوانی مانند سگ غذای سگ ، انواع قلاده ، لباس ، لوازم بهداشتی ، تشویقی سگ ، جای خواب و ... از بهترین برند ها و مورد اعتمادترین آنها را در جهت انتخاب مطمئن مشتریان در پت شاپ آنلاین تهران پتز قرار داده است .
غذای سگ که یکی از پر اهمییت ترین اقلام مورد نیاز حیوان خانگی است با بهترین برند ها در تهران پتز موجود است . از جمله برنهای غذای سگ رویال کنین ، غذای گ بوش و ... هستند . همچنین برای تربیت حیوان خانگی خود میتوان تشویقی سگ را به صورتی انتخاب کرد که طعم و رنگ و خشکی و نرمی آن برای حیوان شما لذت بخش باشد .
بهتر است بدانید خیلی از افراد هنوز به خوبی با روش های نگهداری حیوان خانگی آشنایی کامل ندارند . خیلی از آنها به طور مثال فقط بر روی غذای سگ تمرکز میکنند ولی در صورته که باید توجه داشت که جای خواب سگ ، لوازم بهداشتی ، ظف غذا و آب و بسیاری دیگر از اکسسوری و لوازم جانبی سگ هم با ید به دقت مد نظر قرار گیرد .
 

چاپ این بخش

تابلو چلنیوم | تابلو چلنیوم | تابلوسازی